تبليغاتX
مبارز ضد صهیونیست
سرویس اجتماعی ـ گروهی از هکرهای صهیونیست مدعی هستند که شماری از سایت‌های ایران را در واکنش به هک شدن سایت‌های خود، هک و از دسترس خارج کرده‌اند.

به گزارش «تابناک»، این گروه هکری که خود را تیم نیروهای دفاعی رژیم صهیونیستی نامیده‌اند، اعلام کرده‌اند که این کار را در تلافی هک شدن سایت برخی از روزنامه‌ها و بیمارستان‌های اسرائیلی انجام داده‌اند.



در پیام این گروه آمده است: اگر هکرهای عرب، سایت‌های ما را هک می‌کنند، ما هم ساکت نمی‌نشینیم، ما به همه هکرهای عرب اعلام می‌کنیم که شما سخت در اشتباهید.

این گروه همچنین اعلام کرده که سایت وزارت بهداشت ایران و همچنین سایت شبکه پرس تی وی را هک کرده‌اند؛ اما پیگیری خبرنگار «تابناک»، نشان می‌دهد که این دو سایت، اکنون در دسترس هستند و مشکلی از این بابت ندارند.

این در حالی است که این گروه هکری اسرائیلی، چند سایت کوچک ایرانی به آدرس‌های http: //syakh. ir و http: //www. sarallahco. ir را هک و از دسترس خارج کرده‌اند.

در پیامی که این هکر‌ها روی این دو سایت گذاشته‌اند، آمده است که این سایت توسط نیروهای دفاعی رژیم صهیونیستی هک و در ادامه این پیام، توهین‌هایی هم به اعراب نوشته شده است.

مدتی است که هک کردن سایت‌های عربی و اسرائیلی میان دو طرف آغاز شده است؛ اما به ظاهر این هکر‌های اسرائیلی می‌پندارند، ایران هم کشور عربی است که برای مقابله به مثل سایت‌های ایرانی را هک کرده‌اند. با وجود این نیز آنان نتوانسته‌اند سایت‌های معتبری در
+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/11/09ساعت 16  توسط پرویز حاجی زاده  | 

سرویس بین‌الملل ـ  یکی از فرماندهان ارشد نظامی صهیونیست گفته است که این رژیم توان حمله به ایران برای تخریب برنامه هسته‌ای این کشور را ندارد.

به گزارش «تابناک »، این فرمانده نظامی به همراه دیگر فرماندهان صهیونیستی، چند ماه پیش و در اوسط پاییز، ارزیابی خود از توان این رژیم و توان تدافعی ایران را به کابینه بنیامین نتانیاهو ارایه کردند.

همچنین مجله آمریکایی «تایم» گزارش داده است که یکی از این فرماندهان نظامی نیز گفته که ما نمی‌توانیم حمله کارسازی علیه ایران انجام دهیم.

وی افزوده است: اگر از من خواسته شود، این کار (حمله به ایران) را انجام بدهم، آن را انجام خواهم داد، ولی نتیجه مؤثری نخواهیم گرفت.

این فرمانده نظامی اسرائیلی همچنین گفته است: بنا بر محاسبات کمیسیون انرژی اتمی رژیم اسرائیل به دلیل موقعیت جغرافیایی تأسیسات هسته‌ای ایران و محدویت‌های نیروهای هوایی این رژیم، حمله به ایران، تنها به مدت چند هفته تا یک سال، برنامه هسته‌ای ایران را به تعویق خواهد انداخت، ولی آن را از میان نخواهد برد.

روز پنجشنبه، «گابی اشکنازی»، رئیس سابق نیروهای نظامی اسرائیل گفته بود که این رژیم باید همه اقدامات خود علیه ایران را دور از چشم دیگران و پنهانی انجام دهد و فعالیت‌های مخفیانه خود علیه ایران را با تحریم های اعمال شده غرب علیه ایران، تجمیع کند، ولی باید گزینه حمله نظامی را هم روی میز داشته باشد.

وی ادامه داده است: من هنوز نمی‌دانم در چنین روزی، ما تنها خواهیم بود یا کشورهایی به کمک ما خواهند آمد؟!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/11/09ساعت 16  توسط پرویز حاجی زاده  | 
 

رژیم شاه پیش از اشغال فلسطین در مهاجرت جهودها به آن سرزمین همکاری نزدیک و تنگاتنگی با «آژانس یهود» داشت. وقتی فلسطین اشغال شد، رژیم صهیونیستی اعلام موجودیت کرد، رژیم شاه پس از ترکیه دومین این رو «جبهه ملی» و دولت مصدق ترفندی به کار گرفتند که جز عوام‌فریبی نمی‌توان نام کشور اسلامی بودکه بی‌درنگ آن رژیم نامشروع را به رسمیت شناخت و با «اسرائیل» داد و ستد همه‌جانبه برقرار کرد.
ملت ایران در برابر این خیانت رژیم شاه سخت به خشم آمدند، به ویژه آنگاه که دریافتند دولت ساعد مراغه‌ای با گرفتن رشوه کلانی از اشغال‌گران فلسطین آن رژیم غیر‌قانونی را به رسمیت شناخته و با آن رژیم قرارداد بازرگانی امضا کرده است! افکار عمومی خواستار قطع روابط سیاسی با رژیم صهیونیستی و بازپس گرفتن شناسایی آن رژیم جعلی و غیر‌قانونی بود، دکتر مصدق که دولت خود را مردمی می‌دانست طبیعی بود که در برابر انزجار شدید ملت ایران نسبت به رژیم صهیونیستی و خواست قلبی آنان مبنی بر بازپس‌گیری شناسایی آن رژیم و قطع هرگونه رابطه با اشغالگران نمی‌توانست بی‌تفاوت بماند، چون بی‌تردید به زیر سئوال می‌رفت و موقعیت خود را در جامعه از دست می‌داد، از دیگری بر آن نهاد! آنها نه شناسایی رژیم صهیونیستی را پس گرفتند و نه با آن رژیم به طور کلی قطع رابطه کردند، تنها کنسولگری ایران درفلسطین اشغالی را بستند! براساس اعلامیه رسمی دولت،‌بسته شدن کنسولگری ایران در بیت‌المقدس به سبب مشکلات مالی و به منظور صرفه‌جویی ارزی و اقتصادی وانمود شده بود و هم‌زمان پاره‌ای از سفارتخانه‌ها و نمایندگی‌های سیاسی ایران در برخی از کشورها مانند اندونزی،‌ حبشه و مجارستان نیز با دستاویز مشکلات مالی تعطیل شد.
بدین‌گونه دولت دکتر مصدق توانست افکار ملت ایران را آرام کند و به اصطلاح ژست ضدصهیونیستی بگیرد، لیکن در پشت پرده طبق اسنادی که به دست آمده است داد و ستد بازرگانی میان ایران و رژیم صهیونیستی در دوران دولت مصدق ادامه داشت و نفت ایران ـ طبق قراردادـ در اختیار صهیونیست‌ها قرار می‌‌گرفت و کالاهای آنان نیز پیوسته وارد ایران می‌شد. جهودها نیز از خاک ایران به شکل ترانزیت به سوی فلسطین مهاجرت می‌کردند. این داد و ستدها و معاملات بازرگانی از دید برخی از دولت‌های عربی و روزنامه‌ها پوشیده و پنهان نمی‌ مانده و گاهی برخی از روزنامه‌های کشورهای عربی با زبان گله و انتقاد از داد و ستدهای دولت مصدق با صهیونیستها پرده بر می‌داشتند و بند و بست‌های پشت پرده را بر ملا می‌کردند.
البته دیوار حاشا نیز همیشه بلند است و نه تنها دولت مصدق، بلکه همه دولت‌های دوران ستم‌شاهی و حتی شخص محمد‌رضا پهلوی در خلال سلطت خود ـ به رغم روابط همه‌جانبه با صهیونیست‌‌ها ـ هرگونه داد و ستد، معامله و قرارداد میان ایران و رژیم صهیونیستی را انکار می‌کردند و آن را شایعه نادرست و دور از واقعیت می‌نمایاندند!
وزیر اقتصاد دولت مصدق در تاریخ ۳/۱۱/۱۳۳۱ طی نامه‌ای به وزیر امور خارجه اعلام کرد:
… اخیراً از طرف کشور اسرائیل اظهار تمایل شده که قرارداد بازرگانی منعقد شود ودر برابر خرید خشکبار، پنبه و دانه‌های روغنی و جو، برنج و حبوبات کشور مزبور. دیگر اقلام ضروری مورد نیاز ایران را به این کشور تحویل دهد
وزیر اقتصاد اظهار داشت:
آقایان بازرگانان یا صاحب‌نظران در امور اقتصادی نیز می‌توانند راجع به این موضوع و شایسته بودن این گونه مبادلات اظهار نظر نمایند!!
این نامه وزیر اقتصاد دولت مصدق گویای این واقعیت است که به رغم بستن کنسولگری ایران در فلسطین اشغالی، مذاکره و گفتگو میان دولت ایران و رژیم صهیونیستی برقرار بوده و طرفین با دست باز با یکدیگر داد و ستد می‌کردند.
از جمله سیاست‌های رژیم صهیونیستی در برابر دولت‌هایی که بنا داشتند با آن رژیم به شکل پنهانی سر و سری داشته باشند این بودکه معاملات پشت پرده خود با آن دولتها را یکباره افشا می‌کرد و با این شگرد در واقع دو نقشه را به اجرا در می‌آورد:
۱ـ از زشتی داد و ستد دولت‌های اسلامی با رژیم صهیونیستی می‌کاست و آن را گام به گام عادی می‌ساخت.
۲ ـ ‌میان دولت‌های طرف حساب خود با دیگر دولت‌های کشورهای اسلامی و عربی اختلاف پدید می‌آورد و بدین‌گونه از خطر اتحاد کشورهای اسلامی خود را مصون می‌ساخت.
در پی قرارداد سری بازرگانی میان دولت مصدق و رژیم صهیونیستی یکی از روزنامه‌های آن رژیم از روی این معامله پرده برداشت و قرارداد پنهانی مصدقی‌ها با صهیونیست‌ها را برملا کرد.
در پی اعلام این خبر از سوی یکی از روزنامه‌‌های رژیم صهیونیستی، موجی از نگرانی، آزردگی و آشفتگی در میان ملت‌های عرب و مسلمان پدید آمد. نخست یکی از روزنامه‌‌های فرانسه این معامله را منتشر کرد.
کاردار آن روز ایران در پاریس در گزارشی به وزارت خارجه اعلام داشت:
روزنامه Agence Economique et finenciere چاپ پاریس به تاریخ ۱۲ ژوئن ۱۹۵۳ خبری از تل‌آویو منتشر نموده مبنی بر اینکه بین اسرائیل و ایران یک قرارداد پرداخت به مبلغ پانصد‌هزار دلار برای مبادله جنس (منجمله نفت) منعقد گردیده است.
خواهشمند است از صحت یا سقم این خبر این سفارت را مستحضر فرمایند…
در این میان وزارت بازرگانی و گمرکات اردن طی بخشنامه‌ای اعلام کرد که بازرگانان و شرکت‌های صهیونیستی مقیم ایران کالاهای ساخت رژیم صهیونیستی را از راه ایتالیا، فرانسه و انگلستان به ایران صادر می‌کنند و با تغییر آرم به دیگر کشورها ارسال می‌کنند و تأکید کرد که در گمرک مراقبت شود که این گونه کالاها از ایران به اردن وارد نشود!
وزیر مختار ایران در اردن در ۲۴ فروردین ۱۳۳۱ در گزارشی به وزارت امور خارجه، به گزارش یک نشریه اسرائیل در مورد همکاری دولت ایران در انتقال یهودیان این کشور به اسرائیل اشاره کرد. در این گزارش می‌خوانیم:
روزنامه «ژروزالم پست» چاپ اسرائیل در شماره ۱۴ فروردین ماه جاری خود می‌نویسد که آخرین هواپیمای حامل مهاجرین یهود از ایران در روز سیزدهم فروردین به فرودگاه «لیدا» وارد شده و تا این تاریخ در حدود پنجاه هزارتن یهودی از ایران به اسراییل با هواپیما وارد شده‌‌اند و در حدود ۸۰ هزار نفر دیگر یهودی در ایران باقی هستند و مقامات مربوطه آژانس یهود اطلاع داده‌اند که از این به بعد مهاجرین یهود از ایران به وسیله خشکی و از راه ترکیه به اسرائیل خواهند آمد.
وزیر‌مختار ـ زین‌العابدین خاکسار
مصدق و جریان وابسته به او از مواضع سرسختانه آیت‌الله کاشانی و دیگر چهره‌های مذهبی در قبال اشغال فلسطین توسط صهیونیست‌ها کاملاً آگاه بودند. آیت‌الله کاشانی در نطق دی ‌ماه ۱۳۲۶ که در روزنامه دنیای اسلام به چاپ رسید از ملت‌های مسلمان خواسته بودکه در مقابل جنایات اسرائیل علیه ملت مسلمان فلسطین ساکت ننشینند.
آیت‌الله کاشانی دراین نطق می‌گوید:
برادران مسلمان در فلسطین گرفتار حوادث رقت‌آوری شده‌‌اند. خانه و لانه آنها در معرض مصادره از طرف یهود واقع شده، جان و مال و عرض و ناموس آنها زیر دست و پای یهود لجوج پایمال شده و می‌شود. مسلمانان دنیا بایستی با مسلمین فلسطین ابراز همدردی کنند و تا درجه امکان به کمک آنها بشتابند.آیا رواست ذلیل‌ ترین ملل عالم در مقابل مسلمین این فجایع را مرتکب شوند و مسلمین این فجایع را مرتکب شوند و مسلمین آرام بنشینند؟۴
همچنین آیت‌الله کاشانی در بیانیه دیگری در همین سال سازمان ملل را به خاطر تقسیم فلسطین میان یهودیان مورد حمله قرار می‌دهد و می‌نویسد:
مسلمانان با غیرت و تعصب، چنانچه می‌دانید از روزی که سازمان ملل به ناحق حکم به تقسیم فلسطین داده و قسمتی از فلسطین را وطن یهودی‌های مهاجر آلمانی و امریکایی و سایر نقاط عالم قرار داده، روزی نیست که عده‌ای از برادران مسلمان شما را، یهودی‌ها، به خاک و خون نیفکنند و خانه و هستی آنها را ویران ننمایند و آنها را از جایگاه خود که وطن اصلی آنهاست نرانند… یهودی‌ها با در دست داشتن قدرت و ثروت و اسلحه دموکراسی، دمار از روزگار اعراب و مسلمانان فقیر و بینوای فلسطین که دارای هیچ‌گونه پشتیبان و قدرت و ثروت و اسلحه نمی‌باشند درآورده، دهات و قراء و قصبات و خانه‌های آنها را خراب و ویران، خود آنها را از دم تیغ می‌گذرانند. یهودی‌ها که در اقطار عالم بی‌خانمان و رانده و متواری بوده و به دسیسه و جنایات گوناگون روزگار خود را می‌گذرانند و هیچ‌کجا مسکن و مأوی نداشتند، تا کی خاک ذلت بر سر ما مسلمین ریخته… و در زیر چنگال غدر و خیانت خود آخرین رمق حیات مسلمانان را باز ستانند؟۵
دولت مصدق می‌دانست که آیت‌الله کاشانی در پی تشکیل یک کنگره بزرگ اسلامی از ملت‌های مسلمان در ایران برای مقابله با خطر صهیونیسم و ایجاد وحدت میان مسلمانان است. اما با این وجود نه تنها رابطه بادولت اسرائیل را قطع نکرد بلکه در پشت پرده به تقویت این رابطه پرداخته و با ادامه صادرات نفت و سایر کالاها به اسرائیل آنها را تقویت کرد، چون قطع ارتباط با رژیم صهیونیستی و دفاع از فلسطین هیچ‌گاه خوشایند دولت امریکا نبود و دولت مصدق نمی‌خواست برخلاف سیاست امریکا اقدامی صورت دهد.

پی نوشت ها :

۱و ۲ و ۳ ـ اسناد مربوطه در بخش اسناد سایت مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی موجود است.
۴ ـ آیت‌الله کاشانی و سیاست،‌مهوش‌السادات علوی، مؤسسه انتشارات سوره، تهران، ۱۳۷۶، ص ۱۲۳٫
۵ ـ‌ همان، ص ۱۲۴ و ۱۲۳٫

منبع: « ۱۵ خرداد » فصلنامه تخصصی در حوزه تاریخ پژوهی ایران معاصر ، شماره ۱۲ ، تابستان ۱۳۸۶
ج/

+ نوشته شده در  شنبه 1390/11/08ساعت 11  توسط پرویز حاجی زاده  | 

موسسه نظارت بر رسانه های انگلیس موسوم به آفکام OFCOM  در اقدامی سوال برانگیز و به دور از ژست دمکراتیک مآبانه انگلیسی ها در بحث ازادی مطبوعات، پروانه فعالیت تولیدی و فرکانس پخش شبکه خبری "پرس تی وی" از طریق ماهواره شبکه "اسکای" که قابل دسترس ترین ماهواره برای شهروندان انگلیسی بود لغو کرد.
یادداشت حاضر در تلاش برای یافتن سه پاسخ برای سه سوال مطرح در مورد این اقدام دولت انگلیس است.
اینکه :
- آفکام چگونه موسسه ای است ؟
- مسیر طراحی شده  برای خاموش کردن صدای PRESS TV چه بود؟
- چه مسائلی در پشت پرده لغو مجوز پخش این شبکه بین المللی در انگلیس قرار دارد؟


موسسه آفکام

آفکام اگرچه خود را موسسه ای غیر دولتی و غیر وابسته به دولت انگلیس معرفی می کند اما براساس اسنادی که بر روی سایت این موسسه منتشر شد " آفکام (موسسه ناظر بر رسانه‌های انگلیسی) براساس قانون مجلس انگلیس در سال 2002 تاسیس شد و بودجه آن از طریق گرفتن وام و کمک‌های مستمر از دولت انگلیس تامین می‌شود".
براین اساس می توان گفت کار کرد آفکام یکی از راهکارهای  پیچیده دولت انگلیس برای کنترل شبکه‌های اطلاع رسانی فعال در درون این کشور محسوب می گردد.
سایت ضد انقلابی بالاترین با انتشار خبر لغو پروانه فعالیت تولیدی پرس تی وی در انگلیس  اما به درستی آفکام را معرفی کرده است. این سایت در خبری نوشت:  " اداره ارتباطات انگلیس (آفکام) مجوز پخش پرس تی وی را لغو کرد".
" اداره ارتباطات" درست ترین عبارتی است که می توان برای عملکرد دولتی آفکام بکار برد. بنابراین ادعای استقلال آفکام آنگونه که مسئولان این موسسه بیان می کنند ادعایی غیر قابل توجیه خواهد بود.
  

ادعایی غیر مسیر طراحی شده


آفکام، در اوایل آذر ماه سال جاری و در پی وارد آوردن اتهام نقض قوانین این سازمان از سوی پرس تی وی، پرس تی وی را  به پرداخت یکصد هزار پوند جریمه محکوم کرد.
محمد سرافراز ‌ معاون برون مرزی صدا و سیما جزییات این اتهام را اینگونه نقل می کند : "...در جریان بروز فتنه پس از انتخابات ایران شبکه چهارم انگلیس گزارشی پخش کرد و مدعی شد، بسیجی‌ها با مردم برخورد می‌کنند. ما اعلام کردیم چرا خبرنگار این شبکه ماجرا را وارونه پخش می‌کند و سخنان این خبرنگار را که اعلام کرد من خبرنگار شبکه 4 تلویزیون انگلیس و نیوزویک هستم در شبکه پرس تی وی پخش شد. آفکام پرس تی وی را به علت پخش این جمله خبری 10 ثانیه‌ای و به بهانه رضایت نداشتن این خبرنگار 100 هزار پوند جریمه کرد و اکنون نیز به دنبال مصادره اموال پرس تی وی در لندن است".
یک ماه قبل از ابلاغ این حکم، افکام از تصمیم خود مبنی بر قطع پخش برنامه های پرس تی وی از طریق ماهواره اسکای (SKY) آن هم به بهانه خطای اداری مسئولان شبکه صحبت به میان آورده بود. در نهایت با توجه به ضرب الاجل 35 روزه آفکام (تا 4 ژانویه 2012 - 14 دی 90) برای پرداخت جریمه 100 هزار پوندی و همچنین درخواست از شرکت پرس تی وی لندن که یک شرکت خصوصی رسانه ای انگلیسی است که برای شبکه پرس تی وی کار تولیدی انجام می دهد، مبنی بر انتقال دفترشان از لندن به داخل ایران به گونه ای رفتار کردند که در نهایت مسیرهای طراحی شده توسط آفکام در هر صورت به قطع برنامه های این شبکه از ماهواره اسکای منجر گردد. آفکام مدعی شده بود که چون کنترل برنامه های پرس تی وی لندن از ایران صورت میگیرد این موضوع مغایر با قوانین آفکام است.
این بهانه  در حالی است که در حال حاضر  شبکه های مختلف خارجی  از جمله راشا تو دی (روسیه) و الجزیره انگلیسی (قطر) و بسیاری از شبکه های معروف آمریکایی هم اینک از درون خاک خود دفاترشان در لندن را هدایت می کنند.

بنابراین برای مقابله با پرس تی وی دو پروسه طی شد یکی طرح دعوا و سپس لغو مجوز پخش.
 اما چرا با پرس تی وی مقابله می کنند؟.

پشت پرده

پر واضح است که صدای متفاوت  پرس تی وی به نسبت سایر رسانه های انگلیسی  و اقبال عمومی این شبکه بین المللی مستقل در نزد شهروندان انگلیسی نقش بسیار موثری را در جنگ غیر حقوقی دولتمردان لندنی ایفا کرده است. مدیریت پرس تی وی در ایران به درستی این صدای متفاوت را برای مخاطبانش تشریح می کند آنجا که در پاسخ به ادعای افکام می نوسید:  ریشه اقدامات دولت انگلستان علیه پرس تی وی در پوشش‌دهی گسترده این شبکه به بحران‌های چندجانبه‌ای است که توسط سیاست‌های داخلی و خارجی لندن ایجاد شده است.

اما  چه بحرانهایی در پی سیاست های داخلی و خارجی دولت انگلیس برای شهروندان انگلیسی  ایجاد شده بود ؟

اولین بحران پیش آمده برای انگلیسی ها سرپوش های این کشور بر جنایات اسراییل علیه فلسطینی ها و مردم منطقه خصوصا لبنانی ها بود که پرس تی وی در جنگ 22 روزه غزه این لاپوشانی ها را پیش روی چشمان تشنه به حقایق شهروند انگلیسی قرار داد.مردمی که همواره از دولت شان می شنیدند که اسراییل قربانی تروریسم فلسطینی است به یکباره جنایاتی را در جریان جنگ 22 روزه مشاهده کردند که تاریخ تاکنون نظیر ان را به ثبت نرسانده بود.  دولت لندن برای جلب حمایت کارتل های اقتصادی صهیونیسم به کمک رسانه های خود همواره  چهره ای جلادگونه از فلسطینی ها برای افکار عمومی خود ارائه می کرد. در جنگی (22 روزه غزه) که بیشتر رسانه های غربی در قبالش سکوت اختیار کردند پرس تی وی اما این انحصار رسانه ای را شکست و افکار عمومی نه تنها انگلیس بلکه جهان را با جلاد واقعی خاورمیانه آشنا کرد. این موضوع تا مدتها به جدال میان شهروندان انگلیسی با دولت از یکسو و درگیری آنان با سران صهیونیستی از سوی دیگر منجر شد. تحریم دانشگاهی اسراییل ،  تحریم کالاهای اسراییلی در بریتانیا و تعقیب قضایی سران جنایتکار اسراییلی توسط نهادهای حقوقی انگلیس نتیجه این درگیریها بود. اضافه کنید به پوشش جنگ 22 روزه توسط پرس تی وی موضوع کاروان آزادی غزه  را که این شبکه با اعزام خبرنگار در درون ناوگان یاد شده از جزییات راهزنی دریایی صهیونیستها علیه ناوگان بین المللی گزارش مخابره می کرد.

 بدیهی بود که لابی صهیونیسم علیه عامل اصلی رسوایی اسراییل در افکار عمومی غرب وارد عمل شود.
 
نگاه متفاوت پرس تی وی به ازدواج پرهزینه سلطنتی در انگلیس در سال 2011 از دیگر مواردی بود که پرس تی وی را از رقبای انگلیس خود متمایز می نمود. شهروند انگلیسی برای نخستین بار به اینگونه ازدواج ها از زاویه ای دیگر نگریست. زاویه ای که می گفت وقتی مردم انگلیس برای روبراه آوردن اقتصاد خود مجبور به تحمل ریاضت اقتصادی هستند چرا باید یک همچین مراسم پرهزینه ای  برگزار می شد.
در جریان اعتراضات و سپس درگیریهایی که میان شهروندان و پلیس انگلیس در ماه اوت 2011  روی داد شبکه های انگلیسی همگی از یک زاویه به این اعتراضات می نگریستند و ان را پوشش می دادند پرس تی وی از زاویه ای متفاوت تر . مردم انگلیس این تفاوت را می فهمیدند. 

همراهی انگلستان با آمریکا در جنگ های افغانستان  و عراق از دیگر موضوعاتی بود که پرس تی وی بر روی ان متمرکز شده بود.
شبکه بین المللی پرس تی وی در پی یافتن پاسخی روشن برای تنها سوال افکار عمومی انگلیس در مورد جنگ عراق و افغانستان بود و ان اینکه چرا باید جوان انگلیسی در افغانستان کشته شود؟ و اینکه آیا این تلفات فواید و عایداتی هم برای انگلیسی ها دارد؟
علاوه براین چالش های  داخلی و بین المللی ، پرس تی وی به نفرت مردم آفریقا، آسیا و آمریکای لاتین از دولت انگلیس نیز پرداخت و دلایل و ریشه های این نفرت را برای انسان انگلیسی با تهیه گزارشات و مصاحبه های متعدد در جای جای دنیا تشریح رکرد.
تنها بخشی از این عملکرد پرس تی وی در سایه انحصار رسانه ای غرب کافی بود تا لابی های صهیونیستی و جریان سلطه حاضر به پذیرش هزینه ای اینچنین گزاف شوند و  علیه این شبکه بین المللی که مخاطبان گسترده ای در بین مردم دنیا یافته است وارد عمل شده و فعالیت او را محدود سازند. هزینه گزاف از انرو که آنان مجبور شدند از پشت نقاب دمکراسی و ادعای ازادی برای یکبار هم که شده بیان خارج شوند  و برای بیرون راندن حریف سرسخت خود  ازادی ادعایی خود را قربانی کنند.
بی شک این هزینه گزاف از چشم انسان متمدن غربی دور نخواهد ماند. انسانهایی که می کوشند پس از شش دهه (از جنگ جهانی دوم) تلاش سلطه رسانه های  وابسته به صهیونیسم بین الملل و نظام سلطه برای وارونه کردن حقایق، منابع مستقل رسانه ای را  محل اختیار اخبار خود قرار دهند. از این رو حذف فرکانس شبکه های مستقلی چون پرس تی وی از روی ماهواره انگلیسی اسکای نمی تواند مانع از دسترسی افکار عمومی جهان به اخبار و اطلاعات درست و واقعی از عملکرد نظامسلطه شود و بدون شک راههای فراوانی برای تحقق این مهم نیز وجود دارد. صدای متفاوت  PRESS TV  و دهها شبکه مستقل دیگر در عصری که بسیاری از اندیشمندان جهان از ان به عنوان عصر بیداری اسلامی یاد کرده اند همچنان پابرجا خواهد ماند.
منبع خبرگزاری قدس

+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/11/03ساعت 8  توسط پرویز حاجی زاده  | 

انجمن  تروریستی - صهیونیستی پادشاهی ایران

گروهکی  تروریستی با مشی مسلحانه و ضد مردمی است که مدعی مبارزه با حکومت جمهوری اسلامی ایران است . سرکرده این گروهک ضد انقلاب فرود فولادوند بازیگر فیلمهای مستهجن و ضد انقلاب فراری که از سال ۲۰۰۷ مفقود شده بود رهبری آن را بر عهده داشت. وی در سال 1361 همسر و فرزندانش را رها کرد و به لندن رفت و چند سال بعد فرزندش کیانوش نیز در سال 1374همسر و فرزندان 6 و 8 و 10 ساله اش را رها کرد و به لندن رفت . در این سفر دختر فولادوند یعنی شراره نیز کیانوش را همراهی می کرد. فولادوند و گروهش به رغم کاربرد نام «پادشاهی»، ارتباطی با گروههای سلطنت‌طلب و هوادار ربع پهلوی نداشته‌اند و وبسایت‌های این گروه نیز ربطی به گروه‌های هوادار خاندان پهلوی ندارند.ازجمله اقدامات این گروهک تروریستی انفجار کانون رهپویان وصال، انفجار در حرم مطهر حضرت امام خمینی و ترور دکترمسعود علی‌محمدی، استاد دانشگاه تهران، است .  سرکرده وسخنگوی این گروهک بارها به همکاری خود با آمریکا و رژیم صهیونیستی  اعتراف کرده اند. برای مثال در حوادث پس از انتخابات ۸۸ این گروهک یکی  از معرکه گردانان اصلی  بود .محمدرضا علي زماني از متهماني که از حوادث اخير دستگير شده است در سخناني در دادگاه گفت: همه موضوعاتي را که معاون دادستان در کيفرخواست عليه بنده قرائت کرد مي پذيرم البته لازم است که توضيحاتي را ارائه بدهم.
وي با بيان اينکه گروهک تروريستي انجمن پادشاهي فرمولهاي ضعيف و قوي توليد بمبها را براي ما ارسال مي کرد تصريح کرد: انجمن با ارسال اين فرمولها براي ما در عراق از ما مي خواست تا آنها را به رابطان خود در ايران داده تا آنها نيز بتوانند از طريق ايجاد بمب و انفجار به ناامني دست بزنند که در مرحله اول فرمول بطريهاي انفجاري و پس از آن نيز فرمول بمبهاي قوي را در اختيار ما قرار دادند که نهايت هدف آنها کشتار هر چه بيشتر مردم و مسؤولان نظام بود. البته بايد بگويم که انفجار حسينيه سيد الشهداي شيراز نيز از جمله اقداماتي بود که ما از طريق همين دريافت فرمول انفجار بمب انجام داده بوديم.
وي در پايان سخنان خود اظهار داشت: ما از طرف آمريکايي ها، اسرایئیلیها و دفتر انجمن پادشاهي ايران بودجه هايي را براي ادامه کار و تأمين معاش دريافت مي کرديم.

 

روابط نزديك سازمان منافقين خلق با رژيم صهيونيستي

اعضاي انجمن دوستداران عدالت در سفر به ژنو (مقر سازمان ملل متحد ـ سال 2008 ) ضمن تشريح ديدگاه‌هاي بشردوستانه خود به نقد اقدامات تروريستي سازمان مجاهدين خلق معروف به منافقين پرداختند؛ سازماني كه با مناسبت و كاركرد فرقه‌اي در دنيا شناخته شده است.
فرستادگان انجمن دوستداران عدالت يادآور شدند كه 17هزار نفر در ايران ترور شده‌اند؛ منافقين طي 2دهه همكاري با صدام حسين، افتخار اين را دارند كه مسووليت 12 هزار ترور را رسما عهده‌دار شده‌اند كه اكثريت قربانيان ترور را انسان‌هاي غيردولتي و غيرنظامي تشكيل مي‌دهند. در واقع منافقين از توده‌هاي مردم ايران به‌واسطه بي‌اعتنايي و ضديتي كه با آنها داشته‌اند، انتقام گرفته‌اند و اين مبين آن است كه منافقين نه يك مقاومت و نه يك جنبش آزاديبخش بلكه يك جريان فرقه‌گراي تروريست هستند كه تلاش دارد با اداي دموكراتيك، خود را بشردوست جلوه دهد!
اسكات ريتر (Scott Ritter) ، بازرس ارشد تسليحاتي ملل متحد در عراق در دهه 90 ميلادي، در مقدمه كتاب خود به نام هدف ايران (Target Iran) درخصوص افشاگري‌هاي سازمان مجاهدين خلق درخصوص تأسيسات هسته‌اي ايران چنين آورده است: دولت اسرائيل به‌رغم سرزنش‌هاي آمريكا دنبال راه‌هاي ديگري بود كه توجه دولت آمريكا را به خطري كه معتقد بودند ايران در منطقه دارد معطوف كند و آمريكا را متقاعد سازد تا خطر ايران را جدي‌تر بگيرد. يكي از مهم‌ترين طرح‌ها اين بود كه آمريكا همكاري‌هاي بين ايران و روسيه را در مورد برنامه‌هاي هسته‌اي متوقف سازد.
اسرائيل و CDI يك راه‌حل ايده‌آل پيشنهاد كردند. پيشنهاد اين بود كه دولت اسرائيل از رضا پهلوي جهت اعلام اين‌كه ايران در برنامه‌هاي سلاح‌هاي هسته‌اي پيشرفت داشته است، استفاده كند (افشاي اطلاعات مربوط به انرژي هسته‌اي ايران) و در مقابل به رضا پهلوي اعتبار خاصي داده خواهد شد كه موقعيت او را نسبت به ساير رقبا كه سعي در جانشيني ملاها در ايران دارند، تقويت خواهد كرد. متأسفانه برخلاف انتظار ِاسرائيل و CDI رضا پهلوي ظاهرا اين ريسك را كه با سازمان‌هاي اطلاعاتي اسرائيل (موساد) رابطه نزديكي داشته باشد، نپذيرفت.
ليدن و CDI توجه خود را به سازمان مجاهدين خلق مخصوصا شوراي ملي مقاومت، شاخه سياسي آن در واشنگتن، به عنوان انتخاب بعدي براي نزديكي با سرويس‌هاي اطلاعاتي اسرائيل معطوف كردند.
كميته CDI جعفرزاده نماينده شوراي ملي مقاومت را متقاعد كرد كه اطلاعات سرويس‌هاي جاسوسي اسرائيل را به صورت عمومي مطرح كند. اين نكته حائز اهميت است كه سرويس‌هاي جاسوسي اسرائيل در اواسط دهه 90 با مجاهدين خلق رابطه برقرار كرده بودند و اين پرده نمايش در حال حاضر براي جعفرزاده آماده شده بود تا اهداف آنان را دنبال كند.
جعفرزاده سخنان خود را اين‌گونه شروع كرد: آنچه امروز من با شما در ميان مي‌گذارم نتيجه تحقيقات و مطالعات سنگيني است كه توسط كميته دفاعي و مطالعات استراتژيك شوراي ملي مقاومت ايران با استفاده از اطلاعات مقر فرماندهي مجاهدين خلق در داخل كشور انجام شده است كه البته اين موضوع صحت نداشت.
براساس منابع مطلع، اطلاعات جعفرزاده از سرويس‌هاي جاسوسي اسرائيل كسب شده بود كه البته اين نكته اهميت چنداني نداشت. آنچه جعفرزاده مطرح كرد مي‌تواند تاريخ معاصر را تغيير دهد.


 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1390/10/21ساعت 13  توسط پرویز حاجی زاده  | 
خبرگزاری فارس: دیدار مقامات نظامی رژیم صهیونیستی و انگلیس با محوریت مقابله با فعالیت هسته‌ای ایران

به گزارش خبرنگار گروه دانشگاه خبرگزاری فارس، صبح امروز در حمله تروریستی ۲ موتور سوار مصطفی احمدی روشن از دانش‌آموختگان دانشگاه صنعتی شریف و معاون بازرگانی سایت هسته‌ای نطنز ایران به شهادت رسید.

در این حادثه تروریستی که با پرتاب ۲ بمب ثانیه‌ای به داخل اتومبیل احمدی‌روشن صورت گرفت، راننده وی نیز به شدت مجروح و به بخش مراقبت‌های ویژه یکی از بیمارستان‌های کشور منتقل شد.

هنوز هیچ گروه تروریستی مسئولیت این ترور را برعهده نگرفته است اما کارشناسان معتقدند که با توجه به شباهت این ترور با ترور شهیدان شهریاری و رضایی‌نژاد و همچنین ترور ناموفق دکتر فریدون عباسی، این اقدام از سوی مزدوران رژیم صهیونیستی صورت گرفته است.

به گزارش فارس، روز گذشته بخش فارسی رادیو اسرائیل در گزارشی از ژنرال بنی گانتس، رییس ستاد کل ارتش اسرائیل که در نشست کمیسیون امور دفاعی و سیاست خارجی "کنست" سخنرانی می‌کرد، اعلام کرد که «سران جمهوری اسلامی ایران گوش شنوایی برای شنیدن پیام جامعه جهانی ندارند و در برابر فشارهای بین‌المللی که بر رژیم ایران برای تغییر مسیر برنامه‌های اتمی ایران به عمل می‌آید، مقاوم شده‌اند.»

ژنرال گانتس در این نشست مدعی شده بود که «فشارها علیه ایران بسیار سنگین شده اما هیچ نشانه‌ای از اینکه حاکمان ایران، تغییری در هدف خود برای داشتن بمب اتمی بدهند، دیده نمی‌شود.»

همزمان روز گذشته معاون وزیر خارجه اسرائیل، دانی ایالون در دیدار با «الیستر برست» وزیر مشاور بریتانیا در امور خاورمیانه که به اسرائیل آمده است، اعلام کرد که روند تلاش ایران برای رسیدن به بمب اتمی، وارد مراحل خطرناک‌تر خود شده است و مدعی شد که آغاز غنی سازی اورانیوم در تأسیسات اتمی جدید ایران در منطقه "فوردو" در قم شاهد این مدعا است.

رادیو اسرائیل در خبر روز گذشته خود اعلام کرد که وزیر انگلیسی به اورشلیم آمده تا دولت اسرائیل را در جریان جزییات برنامه های کشورش علیه جمهوری اسلامی ایران بگذارد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1390/10/21ساعت 12  توسط پرویز حاجی زاده  | 
 

تارنمای خبری - تحلیلی عصرامروز: فلسطین اشغالی این 40 ویژگی را دارد؛

۱.هنگامى که در سال ۱۹۱۷ م، دولت انگلستان مشکل فلسطین را پدید آورد، بیش از ۹۰ درصد جمعیت فلسطین عرب بودند. در آن زمان حداکثر ۵۶۰۰۰ یهودى در این کشور زندگى مى کردند.

۲. بیش از نیمى از یهودیانى که در آن زمان در فلسطین مى زیستند، مهاجر بودند و از ترس کشته شدن در اروپا به فلسطین مهاجرت کرده بودند و تنها کمتر از ۵ درصد جمعیت فلسطین، یهودى هاى فلسطینى تبار بودند .

۳. در آن زمان عرب هاى فلسطین مالک ۵ و ۹۷ درصد سرزمین فلسطین بودند و یهودى ها (فلسطینى الاصل و مهاجران یهودى) فقط مالک ۵ و ۲ درصد از اراضى فلسطینى بودند .
 
۴. هنگامى که انگلستان مسئله فلسطین را در سال ۱۹۴۷ به سازمان ملل ارجاع کرد، صهیونیست ها حداکثر ۶ درصد خاک فلسطین را تحت مالکیت خود داشتند.

۵. با این همه، مجمع عمومى سازمان ملل، تشکیل دولتى یهودى در فلسطین را تصویب کرد و ۵۴ درصد کل سرزمین فلسطین را به دولت مذکور اعطا نمود.

۶. دولت صهیونیستی۸۵ درصد منابع آب سرزمین هاى اشغالى را به یهودیان و ۱۵ درصد باقى را به فلسطینیان تخصیص داده است . مثلا در شهر هبرون ۸۵ درصد آب به ۵۰۰ نفر مهاجر یهودى داده شده، در حالى که ۱۵ درصد باقى منابع آبی این منطقه بین ۱۲۰ هزار فلسطینى ساکن این شهر تقسیم شده است .

۷. این توسعه طلبى ارضى قبل از ۱۵ مه ۱۹۴۸، یعنى قبل از خروج رسمى نیروهاى انگلیسى از فلسطین و قبل از ورود ارتش هاى عرب براى حمایت از ملت فلسطین و قبل از جنگ اعراب و اسرائیل به واقعیت پیوست .
۸. براساس اعلامیه جهانى حقوق بشر (دسامبر ۱۹۴۸)، هر انسانى حق تعیین سرنوشت خود را دارد، ولى فلسطینى ها براساس موافقتنامه اسلو، براى به دست آوردن این حق، باید مذاکره کنند .

۹. مصوبه مجمع عمومى سازمان ملل در سال ۱۹۴۷ براى تشکیل دولتى یهودى، فراتر از صلاحیت مجمع عمومى براساس منشور سازمان ملل بوده است .

۱۰. کلیه تلاش دولت هاى عرب و آسیایى براى وادار کردن مجمع عمومى سازمان ملل به تسلیم سوال در مورد مشروع بودن مصوبه این مجمع به دادگاه بین المللى لاهه براى گرفتن نظر مشورتى این دادگاه، توسط مجمع عمومى ردشده یا نادیده انگاشته شده است .

۱۱. زمانى که مجمع عمومى در سال ۱۹۴۸ شور دوم موضوع فلسطین را به بحث گذاشت، نتوانست مصوبهِ سابق خود را در مورد تقسیم فلسطین تأیید کند. بنابراین اصل تشکیل دولت یهودى از نظر حقوقى مشکوک است .

۱۲. هیچ کشور دیگرى در جهان، عضو یا غیر عضو سازمان ملل متحد، به اندازه رژیم صهیونیستی در این سازمان محکوم نشده است .

۱۳. رژیم صهیونیستی از اجراى ۶۹ قطعنامه شوراى امنیت سازمان ملل متحد سر باز زده است .

۱۴. رژیم صهیونیستی علاوه بر اخراج تعداد زیادى از ساکنان عرب فلسطین و حملات مکرر به دولت هاى همسایهِ عرب فلسطین ، ناظران سازمان ملل و سایر پرسنل مستقر در خطوط آتش بس را به صورت مستمر مورد تعرض قرار داده است. اسرائیل نخستین میانجى سازمان ملل و مشاور نظامى او را به قتل رسانیده و تعدادى از ناظران آتش بس این سازمان را بازداشت کرده است. این دولت دفتر مرکزى پرسنل سازمان مللل را اشغال نظامى کرده و به صورت غیر قانونى مورد بازرسى قرار داده است و جلسات کمیسیون هاى مشترک آتش بس را بایکوت کرده است .

۱۵. رژیم اشغالگر قدس با بى اعتنایى به قطعنامه هاى شوراى امنیت سازمان ملل، قسمت هایى از خاک دو کشور لبنان و سوریه را تحت اشغال خود دارد .

۱۶. مصوبه سال ۱۹۴۷ مجمع عمومى براى ایجاد دولتى یهودى در فلسطین، فقط توسط دولت هاى اروپایى، امریکایى و استرالیا به تصویب رسیده و هیچ کشور آسیایى و آفریقایى (به استثناى آفریقاى جنوبى) به این مصوبه رأى مثبت نداد و وقتى در جلسه عمومى ۲۹ نوامبر ۱۹۴۷ در مورد این موضوع رأى گیرى شد . فقط کشور آفریقایى لیبریا، تحت فشار شدید دولت آمریکا، مجبور به تغییر رأى خود شد و به این مصوبه رأى مثبت داد . به بیان دیگر، دولت یهودى که در نقطه تماس آسیا و آفریقا تاسیس شده بدون موافقت آزادانه هیچ کشور آفریقایى و آسیایى و خاورمیانه ای، به غیر از آفریقاى جنوبى که خود این کشور تحت حاکمیت یک اقلیت خارجى قرار داشت، برپا گردید.
۱۷. از زمان انعقاد موافقتنامه هاى آتش بس در سال ۱۹۴۹، اسرائیل بارها آتش بس را نقض نموده و سیاست تهاجمى خود را دنبال کرده و وارد خاک دولت هاى عرب همسایه خود شده است. اسرائیل بارها توسط شوراى امنیت یا مجمع عمومى سازمان ملل متحد مورد سرزنش قرار گرفته یا محکوم شده است (۵ بار توسط شوراى امنیت و ۶ بار توسط مجمع عمومى).

۱۸. رژیم غاصب صهیونیستی از بدو تأسیس خود، در میان کشورهاى آفریقایى و آسیایى، بیگانه ای تمام عیار بوده است. این کشور به عضویت هیچ کنفرانس آسیایى آفریقایى یا غیر متعهدها در نیامده است .

۱۹. رژیم جعلی صهیونیستی یک سیستم تبعیض قومى را علیه عرب ها به مورد اجرا گذاشته است . عرب هایى که در سرزمین مادرى خود زندگى مى کنند . بیش از ۹۰ درصد این عرب ها در مناطق تحت کنترل زندگى مى کنند. در این مناطق حکومت نظامى برقرار شده و مسافرت عرب ها از یک روستا به روستاى دیگر، یا از یک شهر به شهر دیگر محدود شده است. فرزندان عرب ها از دسترسى به امکانات برابر آموزشى محروم هستند. آنها از دسترسى به فرصت هاى مناسب شغلى نیز محروم اند و در صورت به دست آوردن کار نیز، نسبت به یهودى ها حقوق کمترى دریافت مى کنند.

۲۰. کشورهاى غربى بارها عزم و اراده خود را مبنى بر ایجاد «توازن نظامى» در منطقه میان اسرائیل از یک طرف و کل جمعیت ۱۰۰ میلیونى ساکن در ۱۳ کشور عربى منطقه از طرف دیگر، اعلام داشته اند . این نظریه کاملا یک طرفه غربى ها در مورد ایجاد «توازن نظامى» در منطقه، مثل این است که بگوییم، چون کوبا با ایالات متحده اختلاف دارد، پس باید بین این دو کشور «توازن نظامى» ایجاد کرد ... یا این که نباید به کل قاره آفریقا اجازه داد که نیروهاى نظامى بیشترى نسبت به کشور آفریقاى جنوبى داشته باشند ... یا اینکه نباید به کشور چین اجازه داد، بیشتر از تایوان نیروى نظامى در اختیار داشته باشد ... یا اینکه بگوییم، فقط باید از صلح در نیمه غربى آفریقا، آسیا یا اروپا محافظت کرد ...

۲۱.  آمریکا سالیانه ۳ میلیارد دلار به اشغالگران صهیونیست کمک مى کند که به هیچ کشور دیگرى در جهان به این میزان کمک نمى کند. کمک آمریکا به اسرائیل، از کمک این کشور به کل کشورهاى جنوب صحراى آفریقا بیشتر است .

۲۲. تولید ناخالص داخلى سرانه و مصرف سرانه در سرزمین هاى اشغالى، از سال ۱۹۹۳ به بعد ۱۵ درصد در کرانه غربى و غزه کاهش یافته است. این واقعیت على رغم کمک هاى فراوان خارجى که بیشتر آن از طرف اروپا بوده، به وقوع پیوسته است .

۲۳. با وجود واقعیت هاى مذکور، رسانه هاى غربى همواره اسرائیل را به عنوان «دژ مستحکم دمکراسى» و «قهرمان صلح» در خاورمیانه معرفى مى کنند .

۲۴. تا سال ۱۹۹۳ ایالات متحده  آمریکاو اسرائیل اجازه مى دادند که کمک هاى بشردوستانه به سرزمین هاى اشغالى راه نیابد و تنها کمک هاى سازمان ملل در اختیار مردم کرانه باخترى و غزه قرار مى گرفت، ولى از سال ۱۹۹۳ به بعد از ارسال این کمک ها نیز جلوگیرى شد.

۲۵. رژیم صهیونیستی حساب هاى بانکى، تجارى و زمین هاى فلسطینى ها را توقیف مى کند و از دادن غرامت به افرادى که از این توقیف ها متضرر مى شوند، خوددارى مى نماید.

۲۶. دولت اشغلگر وتروریست صهیونیستی تنها دولت خاورمیانه است که از امضاى معاهده منع گسترش سلاح هاى هسته اى سرباز زده و اجازه راهیابى بازرسان بین المللى به سایتهاى هسته اى خود را نمى دهد.

۲۷. رژیم صهیونیستی تنها حکومت خاورمیانه است که داراى سلاح هاى هسته اى است.

۲۸. افسران عالى رتبه نظامى ارتش اسرائیل، این واقعیت را باور دارند که اسراى غیرنظامى، توسط ارتش اسرائیل کشته مى شوند.

۲۹. دولت اشغالگر صهیونیستی از تعقیب قضایى سربازان ارتش خود که به کشتن اسراى جنگى معترف هستند، خوددارى مى کند .

۳۰. آریل شارون نخست وزیر اسبق رژیم صهیونیستی، توسط یک دادگاه اسرائیلى، شخصا مسئول کشتار صبرا و شتیلاى لبنان شناخته شده است. در این کشتار دسته جمعى هزاران آواره فلسطینى به قتل رسیدند .

۳۱. اسرائیل کنونى روى بیش از ۴۰۰ دهکده تخریب شده فلسطینى بنا شده است و اسرائیلى ها تقریبا همه اماکن این کشور را تغییر نام داده اند تا آثار این تخریب ها ازبین برود .

۳۲. حزب مولودت یکى از احزاب تشکیل دهنده دولت ائتلافى شارون بوده است. این حزب طرفدار اخراج کل دو میلیون فلسطینى از خانه هایشان در سرزمین هاى اشغالى است .

۳۳. از زمان انعقاد موافقت نامه اسلو، شهرک سازى هاى غیر قانونى رژیم غاصب و تروریست صهیونیستی در سرزمین هاى اشغالى فلسطین در طى ۸ سال بیش از دو برابر افزایش یافته است .

۳۴. در طول بیش از ۳۰ سال اشغال و اداره فلسطین توسط انگلستان، صهیونیست ها فقط ۵/۳ درصد زمین هاى فلسطینى را خریدارى کردند که این میزان نیز در نتیجه تشویق دولت انگلستان بوده است و بسیارى از این زمینها نیز مستقیما توسط دولت انگلستان به مالکیت صهیونیست ها درآمد و توسط عرب ها به آنان فروخته نشد .

۳۵. شهرک سازى هاى غیرقانونى در زمان نخست وزیرى ایهود باراک، نسبت به زمان نخست وزیرى بنیامین نتانیاهو دوبرابر شد .

۳۶. شهرک سازى غیرقانونى در سرزمین هاى اشغالى فلسطین در زمان نخست وزیرى ایهودباراک افزایش یافت و میزان آن بیش از هر زمان دیگرى در تاریخ اشغال فلسطین است.

۳۷. باوجود منع شکنجه توسط دادگاه عالى رژیم صهیونیستی، هنوز هم شکنجه زندانیان فلسطینى توسط بازجویان شین بت ادامه دارد .

۳۸. آوارگان فلسطینى بیشترین تعداد آوارگان در سطح جهان هستند .

۳۹. برخلاف موافقتنامه هاى اسلو، پست هاى بازرسى رژیم صهیونیستی ، مراکز جمعیتى فلسطین را به محاصره خود درآورده اند .

۴۰. فلسطینى ها نسبت به جمعیت خود بیشترین مدرک دکترى را در سطح جهان دارند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1390/10/15ساعت 16  توسط پرویز حاجی زاده  | 

«آيين بهايي تأثير شگرف روحاني و اخلاقي خود را نشان داده است و همه كساني كه با بهاييان تماس نزديك داشته‎اند و شگفت آن‎كه حتي نفوسي كه با آنان مخالف بوده‎اند كمتر در اين نكته ترديد كرده‎اند كه بهاييان از نظر نوع دوستي، صداقت و خيرخواهي سرآمد ديگران بوده‎اند. آيين بهايي در هر جاي جهان نفوذ پيدا مي‎كند به‎طور محسوسي اثرات اخلاقي و روحاني از خود نشان مي‎دهد... و در آنان پندار و كرداري نيك پديد آورده و در مدتي كوتاه بدانان بينشي جهاني بخشيده تا همه مردمان را صرف‎نظر از مذهب، نژاد و مليت دوست بدارند.» (ايران زادگاه آيين‎ بهايي، ص 12)

 آن‎چه در بالا آمد، از جمله شعارهاي فريبنده‎اي است كه رهبران و مبلغان بهايي، در سال‎هاي دور و نزديك داده‎اند. شعارهايي همچون «وحدت عالم انساني» به‎عنوان عصاره آيين بهايي، برابري و برادري همه نژادها و مذاهب و همچنين ذات و منشا يكسان همه اديان الهي و... كه البته به واسطه اين شعار آخري با رندي مي‎خواهند تا فرقه ساختگي خود را در ميان اديان آسماني و الهي جا بزنند. به هرحال با وجود چنين شعارهاي به‎‎ظاهر فريبنده‎اي، در مقام عمل آن‎‎چه از سركردگان اين فرقه در طول همه اين سال‎ها شاهد بوده‎ايم، درست نقطه مقابل اين شعارها بوده است. عمق مسئله زماني روشن مي‎شود كه نگاهي به عملكرد بهاييان در همراهي با رژيم صهيونيستي كه ظلم و ستم بسيار زيادي بر مردم مظلوم فلسطين روا داشته، بيندازيم. حقيقت اين‎ است كه بهاييان از همان سال‎هاي نخستين تشكيل اين فرقه، رابطه‎اي نزديك و مرموز با يهوديان و به‎ويژه محافل صهيونيستي داشته‎اند. پس از تبعيد بابيان از ايران به عراق، ميان جانشيني باب كه دو برادر به‎نام‎هاي، عيسي صبح‎ازل و حسينعلي نوري (بهاء) بودند، اختلاف افتاد و كار به درگيري‎هاي خونيني ميان طرفداران اين دو كشيده شد. گروهي از آنان (طرفدارن صبح ازل) به جزيره قبرس كوچانده شدند و به ازليان معروف گشتند و گروهي ديگر (طرفداران حسينعلي نوري) به‎سرزمين فلسطين و عكا در فلسطين تبعيد شدند كه اينان به بهاييان شهرت يافتند. درست است كه پيروان صبح ازل از شمار طرفداران بيشتري برخوردار بودند، اما در رشد و گسترش اين فرقه نبايد از اهميت و نقش حمايت‎هاي استعمار انگليس و همچنين جريان صهيونيسم، از آن‎ها غافل شد؛ چه بسا اگر اينان مورد حمايت واقع نمي‎شدند، همچون ازليان در موضع ضعف قرار گرفته و به‎تدريج نه‎تنها از شمارشان كاسته مي‎شد، بلكه همانند آنان در گذر زمان تقريبا محو مي‎شدند. اما حسينعلي بهاء و جانشينان او به‎ويژه پسرش عبدالبهاء با زيركي به كانون‎هاي استعماري نزديك شده و با يهوديان اسراييل طرح دوستي ريختند و به اين ترتيب، تحت حمايت آن‎ها به تبليغ و گسترش فرقه ساختگي خود در عكا و حتي در ايران مشغول شدند. عبدالبهاء حتي علاوه‎بر خدمات گوناگون به يهوديان مهاجر كه نيت تشكيل حكومتي اسراييلي را در سر مي‎پروراندند، خدمت‎گذاري به بريتانيا را به آن‎جا رساند كه با تأمين گندم مورد نياز ارتش انگلستان، از سوي ايشان به لقب «سر» مفتخر شد و جالب اين‎كه پيامبرزاده دروغين بيش از آن‎كه به پيامبرزادگي خود افتخار كند، مفتون و شيفته دريافت لقب «سر» از سوي بريتانيايي‎ها بود. همكاري بهاييان و يهوديان اگرچه در زمان عبدالبهاء و شوقي افندي شكل آشكاري به خود گرفت، بلكه در زمان خود حسينعلي نوري نيز الواحي از سوي او صادر شد كه با پيش‎بيني حكومت اسراييلي در فلسطين آن را به يهوديان بشارت مي‎داد. در نزديك شدن رهبراني بهايي به كانون‎هاي استعماري و صهيونيستي دلايل بسيار مي‎توان شمرد، نخست اين‎كه بهاييان پس از آن‎كه در كسوت بابيان توسط حكومت ايران سركوب شدند، نزديك شدن به كانون‎هاي قدرت به‎ويژه دولت بريتانيا (كه نقش پررنگي در منطقه بازي مي‎كرد) را براي بسط و گسترش فرقه خود ضروري يافته بودند، نه فقط از آن رو كه تحت لواي حمايت بريتانيا و سپس جريان صهيونيسم مي‎توانستند در فلسطين آسوده‎خاطر به فعاليت و تبليغ بپردازند، بلكه حمايت بريتانيا و نفوذ آن‎ها در ايران مي‎توانست در مواقع لزوم كمك‎ حال آن‎ها باشد، خاصه آن‎كه پس از اين نزديكي بهاييان هيچ‎گاه در ايران به‎طور مستقيم با سركوب شديد روبه‎رو نشدند.
از سوي ديگر، قرار گرفتن تحت حمايت بريتانيا موجب نزديكي بهاييان و يهوديان در فلسطين شد، دو جرياني كه در آن روزگار هنوز اقوام اقليت و مهاجر فلسطين به‎حساب مي‎آمدند و اين هم‎پيماني مي‎توانست مزايايي بسياري براي مقاصد طرفين داشته باشد. از همين جهت بي‎دليل نبود كه رهبران بهايي با آگاهي از نقشه‎اي كه استعمار براي آينده اين سرزمين درنظر داشت، پيام‎هاي اميدبخش درباره آينده يهوديان در فلسطين صادر مي‎كردند. «اين‎جا فلسطين است، عن‎قريب قوم يهود به اين اراضي بازگشت خواهد نمود، سلطنت داوودي حشمت سليماني خواهند يافت، اين مواعيد ضريحه الهييه است و شك و ترديد ندارم، قوم يهود عزيز مي‎شود.» هنگامي كه چنين آرزويي از سوي رهبر بهاييان طرح مي‎شود، غيرمنتظره نيست كه بهاييان براي كسب نفوذ و قدرت در دوستي كه در آينده روي كار خواهد آمد همكاري تام و تمام داشته باشند و اگرچه عمر عبدالهاء به زيارت حكومت يهوديان در فلسطين قد نداد، اما جانشين او شوقي افندي شاهد به بار نشستن سياست ديرينه استعمار براي تشكيل دولتي يهودي در دل حكومت‎هاي اسلامي بود. حكومتي كه در شكل‎گيري آن بهاييان نيز سهمي بر دوش گرفته بودند، به اين اميد كه دولت يهود به پاس اين خدمات اسراييل را به مأمن و پناهگاهي براي بهاييان بدل كند. در نزديكي و هم‎پيماني يهوديان و بهاييان انگلستان نقش بسيار پررنگي داشت تا از هردو گروه براي مقاصد خود در ايران و منطقه بهره‎برداري كند.
بخت و اقبال هم اغلب با آنان همراه بوده چراكه هر دو گروه يك دشمن مشترك، به‎عنوان مسلمانان داشته‎اند كه براي ضربه‎زدن به صفوف آن‎ها، به هر تمهيد و روش تن داده‎اند. بهاييان حتي در حمايت از حكومت اسراييل و همكاري با آن‎ها بر عليه مردم مسلمان فلسطين عقده قديمي خود درباره مسلمانان را تسكين مي‎دادند و اين حاميان برابري و برادري مذاهب، با وجود تمام بلايايي كه صهيونيست‎ها بر سر مردم فلسطين آوردند، چشم بر نسل‎كشي مردم فلسطين بسته و جزو اولين گروه‎هايي بودند كه حمايت همه‎جانبه خود را از اسراييل اعلام و آن را به رسميت شناختند، چراكه اين نه‎تنها سياستي بود كه به شوقي افندي از سوي انگليسيان القا شده بود بلكه صهيونيست‎ها هم‎پيمانان ديرينه آنان نيز به حساب مي‎آمدند. بهاييان براي شكل‎گيري حكومت يهودي در فلسطين از هيچ امري كوتاهي نكردند و با وجود آن‎كه خود يهوديان جزو اقوام ثروتمند دنيا بودند، رهبران بهايي بخش قابل توجهي از پول‎هايي را كه طرفداران اين فرقه به‎عنوان كمك يا پرداخت‎هاي مذهبي براي اعتلاي كيش خود، به عكا مي‎فرستادند، صرف كمك‎هاي مالي بهاييان به يهوديان مي‎شد.
نزديكي اين دو جريان به‎گونه‎اي بود كه وقتي طي يك حركت مشكوك شدن به بهاييت در ميان يهوديان پررنگ شد، جريان صهيونيسم نه‎تنها واكنشي به آن نشان نداد، بلكه به‎صورت برادرانه به اين يهوديان بهايي شده مي‎نگريست. اهميتي كه صهيونيسم و بهاييان براي اسلام‎ستيزي قايل بودند آن‎ها را به دو روي يك سكه در سال‎هاي حكومت پهلوي (به‎ويژه محمدرضاشاه) بدل ساخته بود. به‎ويژه آن‎كه در اين دوران رفته‎رفته شرايط ‎گونه‎اي شد كه بهاييان برخلاف گذشته كه به شكل مخفيانه فعاليت مي‎كردند، پس از كودتاي بيست‎وهشتم مرداد و قدرت گرفتن شاه، مجال آن را پيدا كردند كه به شكلي علني فعاليت كرده و حتي به امر تبليغ بپردازند.
نفوذ عناصر بهايي در حكومت و كسب پست‎هاي سياسي و دولتي بالا زمينه‎اي شد كه بهاييان علاوه‎بر قدرت اقتصادي از قدرت سياسي نيز برخوردار شده و توان حمايت بسياري از بهاييان را در حوزه‎هاي مختلف داشته باشند. يهوديان بهايي شده نيز در اين زمان به مراتب بيش از گذشته از امتياز بهايي بودن و مزاياي اقتصادي آن بهره برده و به‎سرعت مراحل پيشرفت و ترقي را طي مي‎كردند. حبيب ثابت پاسال از جمله اين يهوديان بهايي شده بود كه به مدد حمايت‎هاي سازماني‎هاي بهايي، ده‎ها كارخانه و ميليون‎ها تومان پول را به جيب زد و از اين رهگذر مواهب بسياري نصيبش شد. به اين ترتيب اين تازه بهاييان يهودي‎زاده‎ به خيال خود،‎ پاسخي به گرايش دروني و عناد تاريخي خويش به مسلمانان داده و با آن‎ها تسويه حساب مي‎كردند، در عين حال منافع مالي‎شان نيز تأمين مي‎شد. اين حركت لااقل از سوي برخي از يهوديان كه به‎طور از پيش طرح‎ريزي شده‎اي بهايي شده‎ بودند، كار را به آن‎جا رسانده بودند كه بسياري از امور دستگاه مذهبي فرقه بهايي در روزگار جانشينان حسينعلي بهاء به‎ويژه شوقي افندي در دست يهوديان بهايي شده افتاده بود! و بي آن‎كه خود احساس كنند، در واقع به عمله‎اي تبديل شده بودند كه در راستاي اهداف محافل صهيونيستي و استعمار انگلستان قدم بر مي‎داشت. در يك جمع‎بندي كلي مي‎توان پيوند ناميمون بهاييان و يهوديان را در تمامي صور آن حاصل هدايت و برنامه‎ريزي محافل استعماري دانست كه به‎ويژه در دوران پهلوي بيشترين بهره را از اين مسئله در راستاي اهداف سياسي خود برده‎اند، اما نبايد از اختلافات و احيانا درگيري‎هايي كه يهوديان از ديرباز با مسلمانان داشته‎اند، ساده گذشت. حتي در روزگار حيات پيامبر اسلام(ص)، يهوديان از جمله اقليت‎هايي بودند كه بيشترين درگيري را با مسلمانان داشته‎اند و بهاييت به‎عنوان يك فرقه تفرقه افكن و جعلي در ميان مسلمانان، كاركردهاي مختلفي براي ايشان مي‎توانست داشته باشد.
جالب آن‎كه فريدون آدميت يكي از تاريخ‎نگاران بي‎طرف و برخوردار از مواضغ غير ايدئولوژيك، درباره اين دو قوم مي‎گويد: «عنصر بهايي، چون عنصر جهود، به‎عنوان يكي از عوامل پيشرف سياست انگليس در ايران درآمد. طرفه اين‎كه از جهودان نيز كساني به اين فرقه پيوستند.» (اميركبير در ايران، 458) در اين نوشته آدميت علاوه بر ارتباط اين دو گروه به يكي از نكات مهم، يعني جذب يهوديان به فرقه بهايي اشاره دارد كه در نوع خود بسيار قابل تأمل است. بهاييان در كار تبليغ و جذب، عنايت ويژه‎اي به اقليت‎هاي ديني داشته‎اند كه در اين ميان يهوديان بيشترين سهم را داشته‎اند.
اما پيوستن يهوديان به بهاييت در اين سطح بيشتر حكايت از يك نوع حركت‎هاي استراتژيك بين محفلي بهايي – يهودي دارد. آن‎چنان‎كه بهايي شدن بسياري از اين يهوديان ظاهري و سرپوشي روي فعاليت‎هاي آن‎ها بوده و اين امكان رابراي آن‎ها فراهم مي‎آورد كه به شكل راحت‎تري ميان مسلمانان نفوذ داشته باشند و حتي با وصلت با خانواده‎هاي مسلمان متنفذ منافع خود را دنبال كنند. از سوي ديگر، يهوديان به اين ترتيب بر شمار بهاييان افزوده و در واقع از اين فرقه ساختگي كه قرار بود جلوي اسلام قد علم كند حمايت مي‎كردند، چراكه شكافي را در ميان جامعه مسلمانان مشاهده مي‎كردند

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1390/10/14ساعت 12  توسط پرویز حاجی زاده  | 

به گزارش خبرگزاری کار ایران (ایلنا) به نقل از رویترز، اسماعیل هنیه نخستین بار از سال 2008 میلادی در سفر رسمی خود به کشورهای اسلامی در ترکیه با رجب طیب اردوغان نخست وزیر و «احمد داود اوغلو» وزیر خارجه این کشور در استانبول گفت‌وگو کرد.

وی افزود که اسيرانی كه همچنان در بند زندان‌هاي اسرائيل هستند حق دارند طعم آزادی را بچشند. تا زمانی كه آنها پشت ميله‌های زندان قرار دارند، هرگز آرام نخواهيم شد.

هنيه در ادامه گفت که از پايداري ملت فلسطين در برابر اشغال‌گران اسرائيلی قدردانی مي‌كنيم و معتقديم در نهايت همه چيز به نفع ملت پايدار فلسطين تمام می‌شود و اشغال‌گران اسرائيلي از بين خواهند رفت.

رجب طيب اردوغان نیز تاکید کرد که نمي‌توان بدون مشاركت جنبش حماس مسئله درگيري‌ها ميان اسرائيل و فلسطين را حل‌ و فصل كرد.

طبق این گزارش، در حالی‌که مذاکرات در پشت درهای بسته و بدور از دوربین‌های خبرنگاران انجام شد، آگاهان از محوریت غزه و مسائل خاورمیانه در این دیدار خبر دادند.

قرار است اسماعیل هنیه امروز ـ‌دوشنبه‌ـ با رهبران گروه‌های اسلامی که مسئولیت اعزام ناوگان آزادی به سمت غزه در سال 2010 را بر عهده داشتند، دیدار کند.

کماندوهای اسرائیلی به این کاروان حمله کرده و مانع از رسیدن آن به غزه شدند. روابط میان ترکیه و اسراییل دو متحد پیشین، پس از این حمله که به کشته شدن 9 شهروند و فعال صلح طلب ترکیه‌ای انجامید، رو به تیرگی گذاشت.

سفر هنیه به ترکیه در حالی صورت گرفت که آنکارا تلاش می‌کند که میان دو جناح رقیب فتح و حماس آشتی ایجاد کند.

مذاکرات میان این دو گروه با میانجی‌گری مصر رو به پیشرفت است. مقام‌های فتح و حماس ابراز امیدواری کرده‌اند که سال جاری انتخابات برگزار شود.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/10/12ساعت 11  توسط پرویز حاجی زاده  | 
به گزارش گروه بين‌‌الملل مشرق، پايگاه صهيونيستي عبري‌زبان "واللا" نوشت: در پي اين آتش‌سوزي، دو مرد و دو زن که در همسايگي اين خانه بودند با پليس و آتش‌نشاني تماس گرفتند که ساعاتي بعد، هر چهار نفر به عنوان مظنونان حادثه بازداشت و بلافاصله آزاد شدند.

پليس رژيم صهيونيستي اعلام کرد يک مرد تنها که در داخل منزل حضور داشته بر اثر اين آتش سوزي کشته شده اما در سينه جسد سوخته او، چاقويي فرو رفته و درهاي منزل هم کاملاً باز مانده است بنابراين، همه نشانه‌ها از عمدي‌بودن اين حادثه حکايت دارد.

 

اين پايگاه خبري صهيونيستي دو روز بعد، يعني روز چهارشنبه در خبري ديگر اعلام کرد که فردي که در اين آتش‌سوزي کشته شده، يک دانشمند شيمي دان اسرائيلي به نام "ايلي لولاز" بوده که طي سال‌هاي اخير، در انستيتو علوم "وايزمن" کار مي‌کرده است که البته، بررسي‌هاي مشرق نشان مي‌دهد نام اصلي وي "ايلي عِزلي" است و به دليلي که در ادامه به آن اشاره مي‌شود، هيچ‌گونه عضويتي در انستيتو وايزمن نداشته است.

گزارش‌هاي رسانه‌هاي صهيونيستي حاکي از آن است که تحقيقات در مورد اين اتفاق آغاز شده و پليس اسرائيل مي‌خواهد سرنخ‌هايي را در مورد اين واقعه به دست آورد، بويژه اينکه همسايه‌هاي اين مرد تنها، هيچ اتفاق مشکوکي را در زمان انجام اين اتفاق مشاهده نکرده‌اند و تنها ديده‌اند که شعله‌هاي آتش از خانه او زبانه مي‌کشد.

بر اساس اين گزارش، مقتول که يک صهيونيست با تابعيت فرانسوي بوده، مدرک دکتراي خود را در رشته شيمي از آکادمي وايزمن گرفته و به عنوان يک يهودي افراطي در انجمن جهاني دانشجويان يهودي چپ‌گرا در اروپا نيز فعال بوده است. او يکي از نزديکان "يونا ياهاف" شهردار حيفا نيز بوده است به‌گونه‌اي که ياهاف روز پنجشنبه گذشته با انتشار يادداشتي با عنوان معنادار "چه کسي تو را هدف قرار داد؟" در نسخه عبري روزنامه "يديعوت‌آحارونوت"، هم اذهان را متوجه مقصريابي سياسي از اين حادثه نمود و هم از اين دانشمند صهيونيست تمجيد کرد و او را "دوست چهل‌ساله"اي ذکر کرد که مرگش، او را شوکه کرده و اشکش را درآورده است زيرا وي همواره در سفر به پاريس به منزل عزلي نيز سر مي‌زده و از محبت‌هاي او در حق خود و ساير دوستان اسرائيلي بهره‌مند مي‌شده است. وي در پايان اين يادداشت عاطفي، تأکيد کرده است که: «آرزوي من اين است که دريابم چه کساني اين مرد آرام را ترور کرده اند...»!

اما ماجرا از اينجا جالب مي‌شود که روز گذشته، چند سايت دست دوم عبري و عرب‌زبان نزديک به گروه‌هاي غرب‌گراي لبنان و فلسطين مانند 14 مارس و فتح و امثال آن، به نقل از منابع نامشخص، تصويري از يک اطلاعيه به زبان عربي و با آرمي مشابه آرم سپاه پاسداران انقلاب اسلامي و سازمان‌هاي جهادي فلسطيني منتشر کردند که در سربرگ آن نام "گردان‌هاي شهيد حسن طهراني مقدم" ديده مي‌شود و برخي از اين رسانه‌ها هم اين خبرها را با عکسي از شهيد طهراني‌مقدم مزين کردند.
 

اين گروه مشکوک که هنوز هيچ منبعي هويت آن را شناسايي نکرده، اين آتش سوزي را يک "عمليات" در واکنش به ترور دانشمندان ايراني، بويژه انفجار بيدگنه از سوي موساد خوانده و مسؤوليت اين حادثه را پذيرفته است.

در بيانيه اين گروه که به عنوان "بيانيه نظامي شماره يک" منتشر شده، ادعا شده است که نيروهاي اين مجموعه توانستند به منزل پروفسور لولاز در خيابان ديزنگوف در تل‌آويو نفوذ کرده و وي را با چاقو به هلاکت برسانند و پس از چند ساعت، منزل وي را به آتش کشيده و به پايگاه‌هاي خود بازگردند.

اما عناصري که در اين جريان سازي خبري مورد تأکيد قرار گرفته، از جوانب متعدد جالب توجه است؛ نخست اينکه دستگاه‌هاي امنيتي رژيم صهيونيستي بعد از 48 ساعت به اين نتيجه رسيدند که مي‌توان از اين قضيه که اتفاقاً حوادث مشابه آن در اسرائيل به کرّات رخ مي‌دهد، سوءاستفاده کنند و جالب اينکه طي همين هفته دو حادثه قتل و آتش‌سوزي مشابه که به کشته‌شدن يک زن تنها و يک فرد ديگر انجاميده بود نيز در مناطق مختلف اسرائيل به ثبت رسيده اما رژيم صهيونيستي تصميم گرفت تنها از اين حادثه به سود منافع خود استفاده کند آن هم در قالب سناريوي ناپخته‌اي که مشخص است ظرف دو روز و بصورت دستپاچه تدوين شده است.
کيس مد نظر اين نقشه، پيرمردي 71 ساله و مقيم فرانسه است که خانه‌اي نيز در تل‌آويو داشته و سالي يکي دو بار به آن سر مي‌زده است. پيرمرد صهيونيست، دانشمند و شيمي‌دان بوده و بنابراين حادثه رخ داده براي وي، پتانسيل بالايي براي مطرح‌شدن به عنوان گزينه ترور انتقام‌جويانه ايران در قبال ترور دانشمندان هسته‌اي کشورمان را داشته است. همچنين وي، "تنها" بوده و هرگز ازدواج نکرده و در رسانه‌هاي صهيونيستي نيز فردي مهربان و بي‌آزار معرفي شده است و به همين علت، مي‌توانست مورد دلسوزي افکار عمومي داخلي اين رژيم قرار گيرد و علاوه بر همه اينها، حادثه در قلب "تل‌آويو" پايتخت رژيم اسرائيل رخ داده که مي‌تواند از ارزش خبري بالايي براي اشغالگران و شهرک‌نشيناني برخوردار شود که همواره از به خطر افتادن امنيت خود از سوي رزمندگان گروه‌هاي مقاومت در هراسند.
همچنين مقتول، اگرچه دانش‌آموخته آکادمي صهيونيستي "وايزمن" بوده اما بر خلاف اخبار مبتني بر جنگ رواني رسانه‌هاي صهيونيستي، عضو اين آکادمي نبوده است بلکه هدف از طرح نام "وايزمن"، به ميان کشيدن جمهوري اسلامي ايران است که در ماجراي ترور دانشمندان هسته‌اي خود، به‌درستي به نقش دانشمندان عضو اين آکادمي در فرايند ترورها پي بُرد؛ دانشمندان صهيونيستي که همزمان در طرح مشترک منطقه اي "سزامي" در اردن که با عضويت همزمان ايران و رژيم صهيونيستي در حال پيشرفت است، فعال بوده‌اند. بنابراين، طرح نام "آکادمي وايزمن" در شرايطي که وي هيچ ارتباطي با آن نداشته، تنها مي‌تواند با هدف انحراف اذهان به سمت موضوع ترور دانشمندان هسته‌اي ايراني و بهره‌برداري‌هاي بعدي از آن، صورت گرفته باشد.

 

از سوي ديگر، همان‌طور که دست‌کم طي يک دهه اخير روشن شده است معمولاً اين قبيل عمليات‌هاي انفرادي که مبتني بر تک و گريز است و اهداف آن، نه مانند اهداف حزب‌الله لبنان و جهاد اسلامي و حماس، اهداف نظامي، انبوه و متمرکز؛ بلکه اهدافي سطح پايين و سبک‌وزن هستند از سوي گروه‌هاي "سلفي" و "وهابي" انجام مي‌گيرند و نه گروه‌هاي شيعي و يا رزمندگان سني‌مذهب دوستدار ايران؛ چنان‌که در چند سال گذشته نيز در اخبار مربوط به شليک چند موشک کم‌خاصيت و بي‌هدف از جنوب لبنان به‌سوي سرزمين‌هاي اشغالي شنيده و خوانده‌ايم که عمدتاً نتايج آن به سود صهيونيست‌ها تمام شده و هيچ اثر تخريبي قابل‌توجهي نيز نداشته است. لذا به نظر مي‌رسد طراحي اين سناريو با اين هدف صورت گرفته باشد تا با ارتباط دادن آن به گروه‌هاي هوادار ايران و درج نام و عکس شهيد طهراني‌مقدم در کنار گزارش‌هاي مرتبط با آن، آمريکا و رژيم اسرائيل را به مقاصد اصلي خود که انحراف افکار عمومي از گروه‌هاي دست‌پرورده غرب مانند القاعده و طالبان به‌سوي آنچه تروريسم ايراني و شيعي خوانده مي‌شود، نزديک‌تر کند؛ همان‌گونه که در سناريوي رسواي هاليوودي اخير در ترور سفير عربستان سعودي در آمريکا نيز شاهد آن بوديم.
طبعاً چنانچه جمهوري اسلامي ايران و منظومه مقاومت اسلامي در منطقه قصد انتقام‌گيري از رژيم صهيونيستي را داشته باشند ابتدا، کار خود را با گرفتن انتقام خون شهداي حزب‌الله لبنان و بويژه شهيد حاج عماد مغنيه آغاز مي‌کنند و قطعاً اين انتقامِ آغازين، عمليات پاياني نيز خواهد بود چرا که نخستين انتقام، همانا محو رژيم صهيونيستي از نقشه جهان و فتح سرزمين‌هاي اشغالي به دستان وضوگرفته و گام‌هاي پاک مجاهدان مسلمان جهان است. در ضمن، جمهوري اسلامي ايران، اگرچه به خباثت‌هاي دشمن صهيونيستي آگاهي همه‌جانبه دارد، اما تا امروز بررسي‌هاي انجام‌شده، اثبات نکرده که انفجار رخداده در بيدگنه، کار اين رژيم باشد بلکه بالعکس، شواهد موجود، نشان‌دهنده سانحه‌بودن اين رخداد است و لذا نيازي نيست که انتقامي، آن هم، چنين کم‌مايه از اسرائيل گرفته شود؛ چه، مقتول حادثه آتش‌سوزي تل‌آويو که هيچ، تمامي بلندپايه‌ترين سردمداران رژيم صهيونيستي و آمريکا نيز، نه‌تنها هم‌وزن گمنام‌ترين شهداي غدير و دانشمندان هسته‌اي ايران اسلامي نيستند بلکه قطع‌يقين، کشته‌شدن يک شيميدان صهيونيست هيچ دردي از ما دوا نخواهد کرد و تنها نابودي اسرائيل است که مي‌تواند تا حدودي مرهمي بر زخم‌هاي ناسور ظلم‌ها و کينه‌توزي‌هاي دشمنان اسلام و انقلاب و مقاومت اسلامي باشد.
+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/10/11ساعت 10  توسط پرویز حاجی زاده  | 

رژیم صهیونیستی نه تنها در منطقه خاورمیانه بلکه در میان کشورهای هم پیمان و دوست غربی و آمریکایی خود نیز روز به روز منزوی تر می شود.
انزوای رژیم صهیونیستی امروز دیگر به ابراز ناخرسندی و نارضایتی برخی از مقامات اروپایی و آمریکایی از کابینه این رژیم و سیاست بنیامین نتانیاهو رئیس آن محدود نمی شود به عنوان مثال آنگلا مرکل صدر اعظم آلمان اکتبر سال جاری در اظهاراتی غیر معمول از سیاست های گستاخانه رژیم صهیونیستی به شدت انتقاد کرد. مرکل در اظهاراتی شدید اللحن خطاب به نتانیاهو گفت: شما فاقد حداقل درک و فهم از سیاستهای توسعه طلبانه خود در قبال فلسطینیان هستید یا ابراز بیزاری و تنفر نیکلا سارکوزی از نتانیاهو در گفتگو با اوباما. سارکوزی نیز در تاریخ هشتم نوامبر سال جاری در گفتگو با اوباما در حاشیه اجلاس گروه بیست در شهر کن فرانسه گفت: نتانیاهو انسان بسیار دروغگویی است و من نمی توانم تحملش کنم. اوباما نیز در این گفتگو خطاب به سارکوزی اظهار داشت : تو از او ( نتانیاهو ) خسته شده ای و من باید چکار کنم که باید هر روز با وی ارتباط داشته باشم.
آری همانگونه که در بالا ذکر شد انزوی اسرائیل دیگر به این اظهارات و گفته های عالی ترین مقامات اروپایی و آمریکایی محدود نمی شود بلکه این کشورها که از قویترین هم پیمانان تل آویو به شمار می روند پا را از این فراتر نهاده اند و بااتخاذ مواضع و تصمیات عملی انزجار خود از اسراییل را عملی کرده اند.
عضویت کامل فلسطین در سازمان علمی ، آموزشی و فرهنگی سازمان ملل متحد " یونسکو " با اجماع آراء و برافراشته شدن پرچم آن در این سازمان مطرح بین المللی به عنوان یک کشور مستقل که در آن اکثر قریب به اتفاق کشورهای اروپایی هم پیمان فرانسه رای مثبت دادند موید این حقیقت است که سیاست اتحادیه اروپا و اعضای آن دیگر مانند سابق درباره اسراییل هماهنگ و یکپارچه نیست و این رژیم در مهد کشورهای هم پیمان خود نیز منزوی شده است. بسیاری از کشورهای اروپایی و حتی آمریکا نیز به این باور رسیده اند که دیگر نباید آبروی خود را خرج رژیمی کنند که بقای آن محل تردید است. رویکرد کنونی اروپایی ها مبتنی بر افزایش درک و فهم مطالبات و خواسته های عادلانه فلسطینیان و تشدید انزوای اسراییل گام بر می دارد.
ما امروزه می بینیم حتی کشورهای شمال و غرب اروپا مانند ایسلنذ ، فنلاند ، نروژ ، سوئد و دانمارک نیز از دست اسراییل و سیاست های ظالمانه آن به تنگ آمده اند و به شدت از کابینه حاکم بر این رژیم انتقاد میکنند.
از ایسلند شروع کنیم :
این کشور صد و سی امین کشوری است که کشور مستقل فلسطینی در چارچوب مرزهای سال شصت و هفت را به رسمیت شناخت ایسلند نخستین کشور اروپای غربی است که فلسطین را به عنوان یک کشور مستقل به رسمیت می شناسد. پارلمان این کشور در تاریخ 29/ 11/ 2011 همزمان با روز جهانی همبستگی با ملت فلسطین با تصویب طرحی با موافقت خود را با تشکیل کشور مستقل فلسطین اعلام کرد.
دانمارک:
روزنامه صهیونیستی " یدیعوت آحارنوت " در تاریخ 05/ 12/ 2011 اعلام کرد ویلی سوندال وزیر امور خارجه دانمارک درخواست سفیر اسرائیل در کپنهاگ برای ملاقات را رد کرد  این در حالی است که این سفیر بارها درخواست خود را درباره دیدار با سوندال اعلام کرده بود.علاوه بر این وزیر امور خارجه دانمارک در تاریخ 22/ 11/ 2011  نیز اعلام کرد کشورش از هر تصمیمی که از فلسطین و حقوق فلسطینیان در سازمان ملل متحد دفاع کند حمایت میکند. نگرانی صهیونیست ها از این موضع مقامات دانمارک به خصوص این که قرار است این کشور اوایل سال دو هزار و دوازده ریاست دوره ای اتحادیه اروپا را بر عهده بگیرد در حال افزایش است.
نروژ:
نروژ نیز در یک گردش صد در صدی سیاست خارجی خود در قبال اسرائیل اعلام کرد زیردریایی های این رژیم از نوع " دلفین " دیگر حق رزمایش و آموزش در آب های سرزمینی ( منطقه ای ) این کشور را ندارند. مقامات نروژی اعلام کردند این تصمیم را به علت شرکت این زیردریایی های در محاصره طولانی نوار غزه اتخاذ کرده اند و این تصمیم نیز مهر تاییدی بر انزوای روز افزون اسراییلی ها در بین کشورهای اروپایی است.
آنشل پییر خبرنگار امور نظامی روزنامه صهیونیستی " هاآرتص "در تاریخ 05/  12/ 2011 گفت: این تصمیم نروژ در چارچوب سیاست خارجی این کشور در خصوص ممنوعیت صادرات تولیدات و فناوری های جدید و پیشرفته امنیتی به اسراییل صورت می گیرد.در پی این تصمیم نروژ ، زیردریایی های اسراییلی به ناچار در جستجوی آب های سرزمینی ( منطقه ای ) دیگری برای اجرابی رزمایش هستند.از سوی دیگر وزارت دارایی نروژ در ماه اوت دو هزارو یازده اعلام کرد صندوق ملی نفت این کشور تصمیم گرفت دو تا از بزرگترین شرکت های نفتی اسرائیل از جمله " آفریقا – اسرائیل " و " دانیا سیبوس " را به علت مشارکت در فعالیت های شهرک سازی در کرانه باختری رود اردن تحریم کند.دولت نروژ نیز در اقدامی که برای رژیم صهیونیستی بسیارسنگین تمام شد تمام سرمایه های خود را از شرکت بزرگ اسرائیلی" الیت " به علت مشارکت این رژیم در احداث دیوار نژادپرستانه حائل خارج کرد.نروژ شهرک سازی اسراییلی ها در سرزمین های اشغالی فلسطین را ناقض توافقنامه ژنو درباره حمایت از غیر نظامیان در زمان جنگ می داند.
سوئد:
روابط بین رژیم صهیونیستی و سوئد نیز مانند گذشته گرم نیست. نشانه ها و شاخص های بسیاری وجود دارد که سوئد نیز درمسیر انزوای اسراییل گام برداشته است.اواخر نوامبر سال دو هزار و یازده کتابی تحت عنوان " شهرک سازی و اپارتاید ، سوغات اسراییلی ها برای فلسطینیان " در سوئد چاپ و منتشر شد. رژیم صهیونیستی دولت این کشور را به حمایت از این کتاب و تامین هزینه تالیف آن متهم کرد. این کتاب ( در واقع کتابچه ) در راستای دشمنی با اسراییل تالیف شده است. در این کتاب اسراییل به عنوان رژیمی که به پاکسازی نژادی و تبعیض نژادی مبادرت می ورزد معرفی شده است.تالیف این کتاب که آبروی اسراییل را برده و دست خیانتکار این رژیم را رو کرده است آن هم در کشوری که از لحاظ وفاداری به اسراییل و یهودیان معروف است بیانگر این حقیقت است که حامیان تل آویو دیگر مانند سابق نیستند بلکه امروز این رژیم را تهدیدی برای منافع خود می دانند.در این کتاب انگشت اتهامات زیادی به سوی اسراییل نشانه رفته است و تل آویو به عنوان رژیمی که قوانین نژادپرستانه وضع می کند معرفی شده است.مولف این کتاب از شهروندان ، دولت و نهادهای مردمی سوئد خواسته است اسراییل را به طور کلی تحریم کنند.روابط بین اسراییل و سوئد حدود دو سال قبل نیز بسیار بحرانی و خیم شد بعد از این که روزنامه " افتون بلادیت " سوئد ارتش این رژیم را به سرقت اعضای بدن شهدای فلسطین متهم کرد و تل آویو از استکهلم خواست معذرت خواهی کند ولی مقامات سوددی قبول نکردند.آری وقوع این مسایل و رخداد ها علیه اسراییل آنهم درکشورهای حیات خلوت تل آویو حاکی از انزوای روز افزون صهیونیست ها است.در شرایط کنونی می توان گفت که شرایط کنونی برای فلسطینیان آماده است تا از طریق دیپلماسی فعال در اروپا نظر مساعد این کشورها را در خصوص حمایت از فلسطین و آرمان فلسطینیان با خود همراه سازند و از فضای موجود نهایت بهره را ببرند.انزوای اسراییل در عرصه منطقه ای و بین المللی به حدی افزایش یافته است که وزیر دفاع آمریکا نیز درباره آن به تل آویو هشدار می دهد. ولی حقیقت مطلب این جاست که اسرائیل نه تنها در عرصه بین المللی بلکه در عرصه داخلی نیز منزوی شده است و ساکنان فلسطین اشغالی دیگر به حاکمان خود اعتقادی ندارند و از آنان روی گردانیده اند. به امید روزی که اسراییل از صحنه روزگار محو شود تا دیگر نیازی به تحلیل مستند برای تشدید انزوای آن نباشد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/10/11ساعت 9  توسط پرویز حاجی زاده  | 

 کارشناسان عالی رتبه امنیت ملی رژیم صهیونیستی اعتراف کردند برآوردها و پیش بینی های آنان در خصوص سقوط قریب الوقوع نظام سوریه نادرست بوده است.
به گزارش شبکه تلویزیونی المنار، کارشناسان امنیت ملی رژیم صهیونیستی پس از شکست در برآوردهای خود اکنون حمله به ماموریت هیات ناظران اتحادیه عرب را در دستور کار خود قرار داده اند.
المنار در گزارشی به قلم حسن حجازی گفت: بعد از اذعان محافل سیاسی و امنیتی رژیم اسرائیل به شکست و نادرست بودن پیش بینی های خود مبنی بر نزدیک بودن فروپاشی نظام سوریه ، اکنون مسئولان رژیم صهیونیستی ماموریت ناظران اتحادیه عرب را هدف حملات خود قرار داده اند.
یکی از برجسته ترین این موارد را می توان در اظهار نظرهای ژنرال گیورا آیلند رئیس سابق شورای امنیت ملی اسرائیل مشاهده کرد که اتحادیه عرب را به انجام مانوری کثیف متهم کرده و معتقد است پذیرش حل و فصل مشکلات با نظام سوریه منجر به طولانی شدن عمر ان خواهد شد.
وی همچنین هیات اتحادیه عرب را به سخره گرفته و گفته است این هیات را فردی رهبری می کند که خودش به اتهام ارتکاب جنایات جنگی در سودان تحت پیگرد قرار دارد.
در ادامه این برنامه یکی از مصاحبه های این مسئول سابق صهیونیستی پخش شد که گوینده تلویزیونی از وی پرسید: صحبت بر سر این است که عمر نظام فعلی سوریه به شماره افتاده است واین نظام ظرف یک یا دو هفته دیگر سقوط خواهد کرد اما می بینیم که در عمل اینگونه نیست و حکومت سوریه هنوز هم پایدار بوده و از حمایت روسیه برخوردار است ؟ گیورا آیلند در پاسخ می گوید: بشار اسد بر خلاف همه انتظارات و پیش بینی ها از جمله پیش بینی مسئولان اسرائیل موفق به مقاومت شد.جهان به آنچه در سوریه می گذرد عادت کرده است ضمن آنکه اتحادیه عرب به مانوری کثیف در سوریه روی آورد و محمد الدابل را که به ارتکاب جنایات جنگی در سودان تحت پیگرد است در قالب هیات اتحادیه عرب به سوریه فرستاد. طرح هیات ناظران اتحادیه عرب ممکن است به بشار اسد توان استقامت اعطا کند.در همین حال بنیامین نتانیاهو نیز در قبال تغییرات در مصر و عراق اظهار بدبینی کرد و آن را چالشهای جدیدی قلمداد کرد که اسرائیل طی بیست سال گذشته با انها روبرو نبوده است.نتانیاهو این چالشها را با ضرورت حفظ امادگی امنیتی اسرائیل و بودجه نظامی ان مرتبط کرده است.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/10/11ساعت 9  توسط پرویز حاجی زاده  | 

موسسه اوقاف و آثار باستانی الاقصی تاکید کرد که رژیم صهیونیستی و مراجع رسمی این رژیم با اقدامات و طرح های خود مسجد جامع بئر السبع در جنوب اراضی اشغالی سال 48 فلسطین را به موزه یهودی تبدیل کرده اند.

به گزارش مرکز اطلاع رسانی فلسطین به نقل از منابع قدس اشغالی، موسسه الاقصی دیروز سه شنبه 27/12/2011 با صدور بیانیه ای خاطر نشان کرد که این اقدام غیرقانونی و باطی و نوعی هتک حرمت مسجد مذکور به شمار می رود که یک مکان مقدس و از موقوفات کاملا اسلامی است که نمی توان به هیچ وجه آنرا تغییر کاربری داد.

در ادامه این بیانیه آمده است که هیات موسسه الاقصی به هنگام بازدید میدانی روز دوشنبه خود از مسجد جامع بئر السبع به منظور قرار گرفتن در جریان اقدامات شهرداری صهیونیستی این شهر علیه مسجد مذکور، با اقامه نماز در داخل مسجد بر تقدس این مسجد تاکید کرد و بار دیگر بر لزوم استفاده درست از این مسجد برای اقامه نماز و نه استفاده از آن به عنوان موزه و مقبره و نمایشگاه تاکید کرد.

گفتنی است که موسسه الاقصی در بیانیه های قبلی خود نیز مخالفت خود با حکم چند ماه پیش یک دادگاه صهیونیستی برای تبدیل این مسجد به موزه خاص "آثار اسلامی و ملت های شرقی" را اعلام کرده و خاطر نشان شده بود که ما بر این مساله تاکید داریم که مسجد جامع بئر السبع یک مکان و موقوفه کاملا اسلامی است و همچنان تقدس خود را حفظ خواهد کرد و ما اجازه تغییر کاربری آنرا نخواهیم داد و همچنان بر لزوم بازگشایی این مسجد به روی مسلمانان که در شرایع آسمانی و معاهدات و عرف های بین المللی به این حق تصریح شده است، تاکید خواهیم کرد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1390/10/07ساعت 9  توسط پرویز حاجی زاده  | 
خبرگزاری فارس: رفتار وحشیانه رژیم صهیونیستی در جنگ ۲۲روزه به روایت آمار

به گزارش فارس، پایگاه خبری فلسطین الیوم در آستانه سومین سالروز آغاز حمله گسترده رژیم صهیونیستی به نوارغزه در سال 2008 گزارشی از آمارهای کلی این حمله وحشیانه که رژیم صهونیستی در آن از انوع سلاح های غیر متعارف استنفاده کرد را منتشر کرده و نوشت که  در این جنگ 1440 فلسطینی شهید و 5450 نفر دیگر زخمی شدند و هزاران منزل مسکونی تخریب شد.
این مقاله تاکید می کند که سومین سالروز جنگ 22 روزه رژیم صهیونیستی علیه غزه در حالی فرا رسیده است که این رژیم همواره غزه را به حمله ای گسترده تهدید می کند و آموزش های فراوانی را برای حمله مجدد به این منطقه در دستور کار قرار داده است. الف: خسارات فلسطین در حمله ددمنشانه رژیم صهیونیستی این گزارش در ادامه به شمارش خسارت های فلسطینی های محاصره شده در نوار غزه از این حمله پرداخته و آنها را به صورت زیر تقسیم بندی می کند:
- 1440 شهید
- 5450 زخمی
- 9000 آواره
- مساجد ویران شده: 27 مسجد
- مدارس آسیب دیده: 67 مدرسه
- مراکز بهداشتی ویران شده: 34 مرکز این آمار کلی تلفات و خسارات غیر نظامیان بود، اما در این حملات نیروهای مقاومت نیز خسارت های زیر را متحمل شدند و البته عملیاتی نیز داشتند: - تعداد شهدای مقاومت در درگیری های مستقیم، 82 نفر
-  تعداد موشک های شلیک شده از سوی مقاومت: 1242 موشک
- تعداد بمب های مقاومت: 79 بمب
- عملیات شکار نظامیان صهیونیست: 53 عملیات
- عملیات کمین علیه صهیونیست ها، 12 کمین
- درگیری های مسلحانه، 19 درگیری
- عملیات استشهادی: 1 عملیات
- تلاش برای به اسارت گرفتن نظامیان صهیونیست: 2 عملیات ب: تلفات و خسارات اشغالگران در جنگ 22 روزه در این حمله، رژیم صهیونیستی نیز با وجود اینکه آغازگر حمله بود و از سوی دیگر از نیروی هوایی خود برای کشتار مردم استفاده می کرد، تلفات و خسارات زیادی را متحمل شد که عبارتست از: - نظامیان به هلاکت رسیده، 10 نفر
- تعداد کشته های غیر نظامی، 3 نفر
- تعداد نظامیان زخمی شده: 770 نفر
- تعدا غیر نظامیان زخمی شده: 182 نفر
- خانه های آسیب دیده، 1279 منزل
- خودروهای آسیب دیده، 268 خودرو
- تعداد موشک های شلیک شده به اسرائیل، 851 موشک
- تعداد تانک های تخریب شده، 47 تانک
- تعداد تلاش برای هدف قرار دادن جنگنده ها، 5 عملیات

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1390/10/07ساعت 9  توسط پرویز حاجی زاده  | 

دستگیری یک جاسوس آمریکایی در ایران و ضبط مکالمه تلفنی وی با سازمان سیا پس از دستیابی ایران به هواپیمای جاسوسی آمریکا، توجه رسانه های رژیم صهیونیستی را جلب کرده است.
به گزارش خبرگزاری قدس(قدسنا) به نقل از کانال ده تلویزیون رژیم صهیونیستی، رسانه های صهیونیست با انتشار اخباری از مقابله اطلاعاتی ایران و غرب توجه خاصی به این رویارویی دارند به گونه ای که کانال ده تلویزیون رژیم صهیونیستی با تهیه برنامه ای با عنوان "جنگهای اطلاعاتی ایران و غرب بدون وقفه ادامه دارد" این موضوعات را دقیق زیر نظر گرفته است.
در این برنامه تلویزیونی گفته شد: "وزارت اطلاعات ایران اخیرا اعلام کرده است یک جاسوس آمریکایی ایرانی الاصل را شناسایی و بازداشت کرده است. وزارات اطلاعات ایران به شبکه مخابراتی رخنه کرده و گفت وگوی تلفنی جاسوس آمریکایی با سازمان سیا را ضبط کرده است".
"ایرانیها پس از شناسایی و سرنگونی هواپیمای جاسوسی آمریکا، این جاسوس را شناسایی و دستگیر کردند".
گزارشگر صهیونیست این برنامه گفت: "مسؤولین واشنگتن در خصوص عملکرد هواپیمای جاسوسی اعتراف کردند که این هواپیما بطور تصادفی وارد حریم هوایی ایران نشده است. هدف از ورود این هواپیمای جاسوسی به حریم هوایی ایران، جمع آوری اطلاعات در زمینه برنامه هسته ای این کشور بود".
وی خاطرنشان کرد: "آنچه نگرانی مقامات واشنگتن را در خصوص شناسایی و تحت کنترل در آوردن هواپیمای جاسوسی آمریکا توسط ایرانی ها برانگیخت، آن است که این هواپیما بدون آنکه منهدم شود با سلامتی کامل تحت کنترل ایرانیها در آمد".
این گزارشگر اظهار داشت: "ایرانیها سیگنالهای هدایت کننده این هواپیما را مختل کرده، و وضعیت این هواپیما را تغییر دادند. ایرانیها پس از خارج کردن هواپیما از کنترل ماهواره های آمریکایی، توانستند این هواپیما را بدون درد سر فرود آورند".

+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/10/05ساعت 9  توسط پرویز حاجی زاده  | 

به گزارش شبکه خبری پرس تی وی، "محمود عباس" رئيس تشکيلات خودگردان فلسطين و رهبر جنبش فتح و "خالد مشعل" رئيس دفتر سياسي حماس، چهارشنبه شب (۲۱ دسامبر، ۳۰ آذر) برای دومين بار در کمتر از يک ماه در قاهره با يکديگر ديدار کردند.

در جريان اين ديدار، فرستادگان گروه‌هاي مختلف فلسطيني به توافقي جديد دست يافتند. بر اساس اين توافق گرو‌های حماس، جهاد اسلامی و ابتکار ملی فلسطين می‌توانند به چارچوب رهبري سازمان آزادی‌بخش فلسطين بپيوندند؛ اقدامي که به تشکيل رهبری يکپارچه ملی مي‌انجامد.

با وجود اين‌که حماس از گام‌هاي مصالحه­آميز برای توافق با فتح استقبال کرده اما اين اقدام از سوي رژيم صهیونیستی به‌شدت محکوم شده است.

"مارک رجو"، سخنگوی بنيامين نتانياهو، نخست وزير رژيم صهیونیستی، توافق‌نامه وحدت بين گروههای فلسطينی را نشانه بی‌علاقگي محمود عباس به سازش با تل آویو دانست.

يکي از وزراي کابينه تل‌آويو نيز مدعي شده است، در صورت نفوذ و تاثيرگذاری حماس در کرانه باختري و به‌ منظور تضمين امنيت شهرک نشینان صهیونیست بايد بخش‌هاي بيش‌تری از اراضی فلسطينی به اسرائيل ضميمه شود.

سامی ابوزهري، سخنگوی حماس روز شنبه (۲۴ دسامبر، ۲ دي) در گفت‌وگو با پرس تی‌وی تصريح کرد:"نارضايتی رژیم صهیونیستی از اين مذاکرات به معناي اين است که اين رژيم تنها طرفی است که از اختلافات (بين گروههای فلسطيني) متنفع می‌شود."

"فيصل ابوشهلا"، يکي از مقامات فتح نيز در اين خصوص گفت:"ما از پاسخ اسرائيل شگفت‌زده نشديم. اسرائيلي‌ها تنها کساني هستند که از اختلاف (بين گروه‌هاي فلسطيني) متنفع مي‌شوند بنابراين درصدد حفظ اين اختلافات و تداوم اشغال سرزمين ما خواهند بود."

تحليلگران ضمن ابراز خوش‌بيني نسبت به جدي بودن عزم فتح و حماس براي پايان دادن به اختلافات، مي‌ گويند، جايگاه سازمان آزادی‌بخش فلسطين به ‌عنوان تنها نماينده قانوني مردم فلسطين با افزايش تعداد اعضاي آن، مستحکم‌تر مي‌شود.

حماس و فتح از زماني که جنبش حماس در ماه ژوئن سال ۲۰۰۷ ميلادي و در پي پيروزي چشمگير در انتخابات پارلمانی فلسطين، قدرت در نوار غزه را به دست گرفت، با يکديگر اختلاف پيدا کردند.

در حال حاضر حماس کنترل نوار غزه و فتح کنترل کرانه باختري را در اختيار دارند.

مردم فلسطين نيز، پيشرفت اخير در مذاکرات وحدت را گامی مهم به‌سوي بازگرداندن وحدت ملي و تقويت همبستگي بين فلسطينيان مي‌دانند.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/10/05ساعت 9  توسط پرویز حاجی زاده  | 
 

 مسجد الاقصی

گروهها و شخصیتهای فلسطینی و اسلامی پیش نویس بررسی لایحه اعلام قدس به پایتختی رژیم صهیونیستی و ملت یهود (که قرار است امروز یکشنبه در کنیست(پارلمان) رژیم صهیونیستی بررسی شود) را به شدت محکوم کردند و  با تاکید بر اینکه دفاع از قدس و مسجد الاقصی از مهمترین وظایف امت است، خواستار قیامی عربی-اسلامی برای نجات قدس شدند.

شیخ الازهر: دفاع از قدس و مسجد الاقصی از مهمترین وظایف امت است

دکتر احمد الطیب شیخ الازهر دیروز شنبه در بیانیه ای تمامی گروه های فلسطینی را به آشتی ملی و دوری از اختلافات و شکاف داخلی و تشکیل جبهه واحد در مقابل رژیم صهیونیستی و تلاش های مکرر آن برای یهودی سازی قدس و تجاوز به مقدسات اسلامی و تخریب آنها فرا خواند.
وی تاکید کرد که دفاع از قدس شریف و مسجد الاقصی از مهمترین وظایف سران و ملت های امت اسلامی است و الازهر از هیچ اقدامی در دفاع از مقدسات اسلامی فلسطین کوتاهی نخواهد کرد.
الطیب از تمامی موسسات و نهادهای اسلامی نیز خواست که از تمامی امکانات و توانایی های خود برای حمایت از اوقاف فلسطین و حمایت از مقدسات اسلامی قدس در سایه اهداف و مقاصد شوم رژیم صهیونیستی استفاده کنند.
وی تصریح کرد که اسرائیل حتی حق حاکمیت حتی بر یک وجب از مقدسات و اوقاف اسلامی قدس شریف را ندارد.

مفتی مصر: قدس بیرق و علم امت اسلام است
دکتر علی جمعه مفتی مصر نیز با تاکید بر اینکه رویدادهای جاری در فلسطین تجاوز خطرناک علیه مقدسات اسلامی به شمار می رود، خواستار اتخاذ موضع فوری از سوی طرف های اسلامی و بین المللی در قبال این وضعیت شد.
وی همچنین از دولت ها و ملت های عربی و اسلامی خواست که موضعی قاطعانه در قبال موارد مکرر هتک حرمت قدس اشغالی توسط نظامیان صهیونیستی که آخرین مورد از آنها بستن پل باب المغاربه منتهی به مسجد الاقصی بود، اتخاذ کنند.
دکتر جمعه افزود حمایت از قدس شریف از مهمترین وظایف مسلمانان در وضعیت کنونی است؛ چرا که قدس به منزله بیرق و علم امت اسلام است و اگر این علم بر زمین بیافتد، کل امت شکست می خورد و علاوه بر این، سکوت در قبال یهودی سازی قدس و تجاوزات صورت گرفته علیه این حرم شریف از لحاظ شرعی جایز نیست.
مفتی مصر همچنین با هشدار نسبت به یهودی سازی قدس و روند شهرک سازی ها در آن تصریح کرد که نباید در سایه تحولات جاری در منطقه به رویدادها و تجاوزات در فلسطین بی توجه بود.
وی در پایان نسبت به هتک حرمت مسجد الاقصی و تحریک احساسات جمعیت بیش از یک میلیارد و 500 میلیون نفری مسلمانان خواستار تشکیل جبهه واحد و یکپارچه در مقابل اقدامات تروریستی رژیم صهیونیستی و نجات آثار بشری مقدس شد و از رژیم صهیونیستی نیز خواست که به ندای حق و عدالت مسلمانان توجه کند.

بحر خواستار قیامی عربی برای نجات قدس شد

معاون اول رئیس مجلس قانونگذاری فلسطین خواستار انقلابی عربی برای نجات شهر بیت المقدس شد که آماج یهودی سازی و توطئه های شوم دشمن صهیونیستی قرار گرفته است.
دکتر "احمد بحر" با انتشار بیانیه ای تصمیم کنست اسرائیل برای بررسی پیش نویس قانونی در زمینه اعلان قدس به عنوان پایتخت ملت یهود را یک جنگ تمام عیار علیه فلسطینیان خواند و گفت: هدف از این اقدام بی محتوا ساختن آرمان فلسطین است.
وی یادآور شد: رویای شوم اسرائیل در زمینه قدس بزرگ به یاری خداوند متعال و در سایه پایداری و استقامت ملت فلسطین و حمایت کشورهای عربی و اسلامی تعبیر نخواهد شد.
بحر خواستار یک خیزش عربی جدید برای نجات بیت المقدس از توطئه شوم جدید و حمایت فوری از ساکنان پایدار آن شد.   

خاطر خواستار تداوم حراست فلسطینیان از قدس شد
دبیرکل کمیته اسلامی مسیحی در قدس اشغالی نیز تصمیم کنیست را به شدت محکوم کرد و این اقدام را یک تحول خطرناک و بی حرمتی به احساسات ملت فلسطین خواند، ملتی که قدس را پایتخت کشور خویش به شمار می آورد.
وی این تصمیم را یک نوع بی اعتنایی به مصوبات بین الملل خواند، مصوباتی که تاکید می کند قدس بخشی از سرزمین فلسطین اشغالی می رود و بیشتر کشورهای جهان در مورد آن اتفاق نظر دارند.
دبیرکل کمیته اسلامی مسیحی یادآور شد: تصمیم کنست موجب پیچیده تر شدن اوضاع و از بین رفتن فرصت صلح خواهد شد و ملت فلسطین را به افزایش سقف خواسته هایش در زمینه اراضی فلسطین و حقوق خویش حتی در فلسطین تاریخی یعنی یافا و حیفا و عکا و غیره وادار خواهد کرد.
خاطر از مردم فلسطین خواست تا به تمامی شیوه های مقاومت تا زمان دستیابی به حقوق مشروع خویش ادامه دهند؛ به ویژه اینکه سران تل آویو موضع خود را در قبال روند صلح و حقوق ملت فلسطین اعلام کرده اند.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/10/04ساعت 12  توسط پرویز حاجی زاده  | 

سرویس دفاع مقدس تابناک ـ فیلم سینمایی «33 روز» به کارگردانی جمال شورجه، در حال اکران در سینماهای کشور است؛ فیلمی که  بنا بر رخدادهای مستند و واقعي تهاجم 33 روزه رژيم ‌صهيونيستي به لبنان در سال 1385 ساخته ‌شد.

جمال شورجه که فیلم‌های روز نهم، شب دهم، عملیات کرکوک، لبه تیغ، حماسه مجنون، خلبان، وعده دیدار، باشگاه سری را کارگردانی کرده، درباره فیلمنامه 33 روز اظهار داشته است : فيلمنامه كار بنا بر طرحي از آقاي جواد شمقدري و آقاي شهاب ملتخواه به من داده شد و من هم پيشنهاد‌هایي همچون بخش فرهنگي فارابي و برادران مقاومت ارایه كردم.
علي دادرس هم فيلمنامه را در چند مرحله بازنويسي كرد تا اينكه فيلمنامه نهايي آماده شود.

شورجه درباره ساخت این فیلم گفته است: «33 روز»، يك كار جنگي تمام‏عيار در جنوب لبنان بود. اسرائيلي‌ها حساسيت خاصي روي منطقه داشتند و ما هم در اين منطقه فيلمبرداري داشتیم و بايد براي افراد جاي امني را آماده مي‌كرديم. ارتش لبنان همكاري خوبي با ما كرد و همه چيز را در اختيار ما گذارد. اگر چيزي هم كم مي‌آورديم، مردم به خانه‌هايشان مي‌رفتند و براي ما مثلا C4 مي‌آوردند‌.

هواپيماهاي شناسايي اسرائيل، همواره ما را رصد مي‌كردند و مردم هم حساسيت‌هاي خاصي روي پرچم اسرائيل داشتند و يكي دو بار هم پرچم اسرائيل را پايين كشيدند.

این كارگردان گفت: فيلمنامه «33 روز» اداي ديني بود به كساني كه 33 روز مقاومت كردند؛ نه ‏تنها شيعيان بلكه همه اديان و اقوام گوناگون بودند كه در اين مقاومت حضور داشتند و اسرائيلي‌ها را به پذيرش خواسته‌هايشان وادار كردند.

وي همچنین ادامه داد: ما جنگ 33 روزه را دراماتيزه كرديم، چرا كه ظرف داستاني فيلم بسیار محدود بود و ما تلاش كرديم‌، حواشي مقاومت حفظ و حس شود. ما مي‌خواستيم با اخباري كه به مخاطب مي‌رسد، جاهای خالی رخدادهای ديگر لبنان را پوشش دهيم.

او درباره هزینه‌های ساخت «33 روز» اظهار داشته است: هزينه‌هاي لبنان خيلي با ايران تفاوت ندارد تا جايي كه من مي‌دانم، هزينه‌هاي «33 روز» بالاي يك ميليارد تومان شد و به نظرم در دنياي امروزي هزينه‌هايي اينچنين براي يك فيلم شوخي است.

علی دادرس، نویسنده این  فیلمنامه اظهار داشته است: هر فيلمنامه‌اي كه روي كاغذ است‌، تا هنگام ساخت تغيير مي‌كند؛ يكسري از تغييرات به دليل مشكلات توليد است. فيلمنامه من خشن‌تر از اين بود و آقاي شورجه آن را تلطيف كردند.

وی درباره شخصیت‌های فیلم می‌گوید: شخصيت‌هاي فيلم، واقعي به مفهوم مستند نيستند. يكي از كارهايي كه در اين فيلم انجام شد، اين بود كه شمار بسیاری فيلم مستند و همين ‌طور فيلم‌هاي سينمايي اخير اسرائيل را ديديم تا بتوانيم به شخصيت‌هايمان دست پيدا كنيم.

در اين اثر سينمايي که بنا بر اعلام تهیه کننده آن، قرار است به زودی در برخی از کشورهای اسلامی اکران شود، جمعي از بازيگران لبناني همچون «پير داغر»، «باسم مغنيه»، «يوسف الخال»، «كارمن لبوس»، «نسرين طافش»، «كنيدا علوش» و «دارين حمزه» ايفاي نقش کرده‌اند.

پير داغر از بازيگران  لبناني فيلم درباره بازی در این گفته است : گمان مي‌كنم شخصيت خوبي را توانستم در اين فيلم بسازم. از آقاي شورجه تشكر مي‌كنم كه اين نقش را به من دادند. ايشان انسان بسيار بسيار خوبي هستند. شخصيت فيلم خيلي سخت بود، چرا كه زبان عبري داشتم و من هم به اين زبان آشنا نبودم. ‌چيزي كه براي من مشكل بود، سخن گفتن به زباني بود كه آن را اصلاً نمي‌شناختم، ولي خود كاراكتر برايم روشن بود.

حنان ترک، بازیگر محجبه سینمای مصر که قرار بود در این فیلم سینمایی بازی کند، ولی هنگام ساخت فیلم «33 روز» رژیم مبارک در آخرین مرحله از سفر او به لبنان برای حضور در این فیلم جلوگیری کرده بود، اظهار داشته است: من دوست داشتم در آن فیلم (33 روز) حضور پیدا کنم، چراکه مطمئنم هنر و سینمایی که توسط ایرانی‌ها ارایه می‌شود، هنری شایسته و قابل احترام است، ولی به دلیل شرایط سیاسی و اختلافات میان دو کشور، رژیم مبارک از حضور من در آن فیلم جلوگیر و این مسأله مرا بسیاری عصبانی کرد.

فيلم سينمايي 33 روز که پیش از این قرار بود با نام «جنوب آسماني» توسط جمال شورجه ساخته شود،  به  تهيه کنندگی  مهدي همايونفر و همکاري مشترک بنياد سينمايي فارابي، حزب الله و دولت لبنان تولید شده است.

«مهدی همایون‌فر» تهیه‌کننده «33 روز» هم از موانع و مشکلات تولید این فیلم گفت و افزود: ساخت تانک «مرکاوا» از تجربه‌‌های نو در فیلم «33 روز» بود. مشکل اولیه این پروژه، هنگامی بود که ما یک فضای گسترده‌ای لازم داشتیم که در سطح وسیعی تخریب کنیم؛ چرا که رخدادهای جنگ 33 روزه آنقدر گسترده است که نمی‌شود با یک فیلمی درباره آن سخن گفت و این حوادث را به نمایش نگذاشت.

همه ما می‌دانیم که در بحث فیلم، معمولاً با ساخت دکور این کار صورت عملی به خود می‌گیرد، ولی مشکلی که ما داشتیم این بود که نمی‌توانستیم خانه مردم را تخریب و ویران کنیم؛ بنابراین، راهکار پیشنهادی جمال شورجه این بود که یک روستایی بازسازی شود و ما هم آن روستا را ساختیم.

----------------------------
فیلم سینمایی 33 روز که حکایت مقاومت مردم مسلمان و مبارز لبنان در جنگ 33 روزه است، می‌تواند به عنوان یکی از فیلم‌های مطرح مقاومت در جهان بدرخشد؛ اثری که به دلیل موضوع آن، شایسته است مورد حمایت و توجه بیشتر قرار گیرد.

+ نوشته شده در  شنبه 1390/10/03ساعت 9  توسط پرویز حاجی زاده  | 

حزب‌الله لبنان ضمن محکوم کردن انفجارهاي دو خودرو بمبگذاری شده در دمشق که ۵۵ کشته بر جای گذاشت، واشنگتن را به خاطر سازماندهی بمبگذاری‌های روز جمعه (۲ دی) در راستای کينه‌جويی به خاطر شکست سياست‌هايش در منطقه خاورميانه متهم کرد.

در بيانيه منتشر شده از سوی دفتر اطلاع رسانی حزب‌الله آمده است: "اين بمب‌گذاری‌ها که منجر به کشته و زخمی شدن ده‌ها تن که اغلب زن و کودک بودند ويژگی آمريکا، مادر تروريسم است."

اين گروه مقاومت افزود، آن‌هايی که تحت تاثير شکست تاريخی آمريکا در عراق هستند، اکنون از ملت‌ها و گروه‌هايی که به عراقی ها برای پايان دادن به اشغال کشورشان کمک کردند انتقام می‌گيرند.

در اين بيانيه همچنين آمده است: "اين جنايت هولناک از سوی دشمنان بشريت يک روز پس از جنايات هماهنگ شده در بغداد و ديگر شهرهاي عراقي نشان می‌دهد که قدرت‌های تحت تاثير شکست آمريکا و عقب‌نشينی ‌از عراق روند خونين و انتقام بزدلانه‌ای را آغاز کرده‌اند که هدف آن‌ها همه نيروها و کشورهايی است که موضع روشني از اشغالگری آمريکا دارند و به مقاومت قهرمانانه عراق در مبارزه براي بيرون راندن اشغالگران آمريکايی کمک کرده‌اند."

اين بيانيه می افزايد: "آمريکا در هدف قرار دادن بی‌گناهان، کشتار و ترور اين افراد با هدف واداشتن‌شان به کرنش در برابر سياست‌هاي امريکايي که خدمت‌گذار منافع صهيونيستي است و آمريکا (حفظ اين منافع را) در اولويت خود قرار داده، تخصص دارد."

ميشل سليمان، رييس جمهور لبنان نيز ضمن محکوم کردن حملات تروريستي در سوريه گفته است که اين حملات با هدف مانع‌تراشی در برابر راه‌حل عربی مورد توافق ميان سوريه و اتحاديه عرب صورت گرفته است.

حداقل ۵۵ تن که اغلب غيرنظامي بودند روز جمعه در انفجار دو خودرو بمب‌گذاري شده خارج از دو پايگاه امنيتی سوريه در منطقه "کفر سوسه" کشته شدند.

اين انفجارها پايگاه‌های اصلی اداره کل اطلاعات کشور و شاخه‌ای از سازمان اطلاعات نظامی سوريه را هدف قرار دادند.

اين انفجارها در حالی رخ داد که هياتی از اتحاديه عرب براي بررسی شرايط در اين کشور وارد دمشق شده‌اند. 



+ نوشته شده در  شنبه 1390/10/03ساعت 9  توسط پرویز حاجی زاده  | 
اتحادیه عرب که از این به بعد باید از آن به نام " اتحادیه غرب " یا " اتحادیه تامین منافع غرب " نام برد 22 مارس 1945 با نام سازمان کشورهای همبسته تشکیل شد.
آزادی از سلطه بیگانگان ، تحقق وحدت عربی و حمایت از منافع کشورهای عربی به خصوص در قبال زیاده خواهی های رژیم صهیونیستی از مهم ترین اهداف تاسیس این اتحادیه بود. ولی تجربه نشان می دهد که اتحادیه عرب در طول بیش از شصت سال فعالیت خود اصلا کارنامه و عملکرد قابل قبولی ندارد و به اندازه مالیاتی که ملت های عربی برای تامین هزینه های سرسام اور آن پرداخت کرده اند کار ایی نداشته است و اصلا نتوانسته است انتظارات ملت های عربی را برآورده سازد.یک روزی تمام کشورهای عضو این اتحادیه گردهم آمدند و متعهد شدند رژیم جعلی صهیونیستی را تحریم اقتصادی کنند و مبادلات تجاری با آن را به حد صفر برسانند ولی بر اساس آمار رسمی موجود حجم مبادلات تجاری بین این رژیم و کشورهای عربی به در حال حاضر به چندین میلیارد دلار در سال می رسداین که اتحادیه عرب در طول بیش از شصت سال گذشته چه کمکی به جهان عرب کرده است و چه مشکلاتی را از دوش آنان برداشته است ( که نه تنها کمک نکرده است بلکه باعث بروز تنش ها و بحران های مختلفی در بین کشورهای عربی شده است )در جای دیگر باید بحث و بررسی شود ولی به یقین باید گفت ننگین ترن صفحه از تاریخ اتحادیه عرب به حوادث اخیر باز می گردد زمانی که خود را وارد عرصه پیچیده سوریه کرد و با ادعای این که در صدد حل بحران این کشور است لکه ننگ جدیدی را در تاریخ ثبت کرد. موقعیت آمریکا و غرب امروز در میان ملت های عرب به دلیل بیداری اسلامی در پایین ترین و بدترین سطح قرار دارد و مطلوب برای کشورهای عربی این بود که از این ضعف در جهت احیا و تجدید جایگاه و شرافت خود استفاده کنند ولی ما به وضوح شاهد این حقیقت بسیار تاسف بار بودیم که سیاست های این اتحادیه در تطابق و پیروی کامل از سیاست های کاخ سفید و هم پیمانانش قرار گرفت و ذره ای از آن منحرف نشد. واقعا این همه هماهنگی و نزدیکی میان مصوبات اتحادیه عرب و اهداف آمریکا و کشورهای غربی سوال برانگیز نیست.؟چرا این اتحادیه در قبال کشتار مردم بیگناه و آزادیخواه مصر ، بحرین ، یمن ، لیببی ، تونس و ... از سوی رژیم های سفاک و خونخوار آل سعود و آل خلیفه حتی از صدور یک بیانیه در محکومیت آن ها امتناع می ورزد ولی در قبال تحولات سوریه که جنس آن با دیگر تحولات جاری در منطقه کاملا متفاوت است چنین تصمیمات و سیاست های دوگانه ای اتخاذ می کند.؟
برخورد دوگانه و حتی چند گانه اتحادیه عرب در خصوص خیزش ها و قیام های مردمی عربی حیرت همگان را برانگیخته است و آن چه که این حیرت را تشدید می کند بیش فعالی کشورهای عربی در قبال تحولات سوریه است.عملکرد بسیار ضعیف و متناقض این اتحادیه به جایی رسیده است که ملت های عربی به طور کامل از آن قطع امید کرده اند. این اتحادیه با مواضعی که در قبال تحولات سوریه اتخاذ کرد نشان داد برخلاف مرامنامه و اهدافش به آلت دست قدرت های استعمار گر و غرب به خصوص امریکا تبدیل شده است و برنامه های آن ها را پیاده می کنند. اتحادیه عرب در قبال مسئله سوریه نشان داد که نه تنها از وجاهت و حداقل قدرت اجرایی برای دفاع از حقوق کشورهای عربی ندارد بلکه سازمانی غربگرا وبه ظاهر عربی است.غربی ها ( مقامات ) که درک کردند نمی توانند برنامه های خود در سوریه را از طریق شورای امنیت مانند آن چه که در لیبی انجام دادند پیش ببرند با استفاده از پرچم اتحادیه عرب به این توطئه مبادرت ورزید. آمریکا و همپیمانان غربی آن که امروز در گرداب بحران های وخیم اقتصادی ؛ سیاسی ، اجتماعی و غیره گرفتار شده اند ترجیح دادند به جای تحمل و صرف هزینه های سنگین مداخله در سوریه این توطئه را با هزینه اتحادیه عرب و ریخته شدن خون مسلمانان انجام دهند. علت اصلی حمایت غرب از اتحادیه عرب در قبال تحولات سوریه در همین موضوع نهفته است. با نگاهی گذرا به تصمیمات اخیر اتحادیه عرب در قبال سوریه به این نتیجه می رسیم که تسویه حساب های شخصی یا درحمایت از منافع غربی ها و صهیونیست هاست. موضع اتحادیه عرب در قبال سوریه در واقع حامل یک رسوایی بزرگ برای کشورهای عضو این اتحادیه بود.کشورهای عضو اتحادیه عرب را چه شده است که در طول بیش از شصت سال فعالیت خود هیچ موضع عملی در قبال اقدامات توهین آمیز صهیونیست ها و تجاوزگری های آنان به مقدسات مسلمانان و اشغال سرزمین های عربی و اسلامی اتخاذ نکرده اند اما امروزه نشست ترتیب میدهند و کشوری راکه در محور مقاومت قرار دارد و بسیاری از گروه های مقاومت را در درون خود جای داده است تهدید به مداخله نظامی می کنند ، به جای آن تعیین تکلیف میکنند ،ضرب الاجل و اولتیماتوم می دهند و ..صهیونیست ها بسیاری از سرزمین های عربی و فلسطینی را اشغال کرده اند و صدها هزار نفر از زنان و کودکان و مردان فلسطینی و مسلمان را قتل عام و بسیاری از آنان را آواره کرده اند.چرا کشورهای عربی در قالب اتحادیه عرب در خصوص جنایت های گسترده صهیونیست ها علیه مردم مظلوم فلسطین سکوت اختیار نکردند مگر حوادث خونبار صبرا و شتیلا و جنگ 22 روزه و 33 روزه را فراموش کرده اند.؟ اما همین کشورها امروز به قولی دایه مهربان تر از مادر شدند و سوریه محور مقاومت را تهدید و تحریم می کنند. یقینا تحریم های اقتصادی اتحادیه عرب علیه سوریه و مواضعی که بر ضد دمشق اتخاذ کردند لکه ننگ پاک نشدنی بر پیشانی آن ( اتحادیه عرب ) است و به عنوان مدال افتخار و نشانه شرف برای سوریه در تاریخ ثبت خواهد شد.آمریکا و غرب با بهره وری از اتحادیه عرب در واقع آخرین قلعه مقاوت در برابر صهیونیست ها را نشانه رفته است.
حال این سوال مطرح است که در چنین شرایطی تحریم اقتصادی سوریه واجب است یا رژیم صهیونیستی.؟ هر چند که طرح این سوال ها نیز قلب انسان را به درد می آورد ولی پاسخ به آن را بر عهده مخاطب قرار می دهیم.

+ نوشته شده در  جمعه 1390/10/02ساعت 15  توسط پرویز حاجی زاده  |