تبليغاتX
مبارز ضد صهیونیست
دیروز شاهد برگزاری نشست طرح به اصطلاح صلح باراک اوباما برای حل مناقشه فلسطین در نیویورک بودیم. این نشست در پی سرپوش گذاشتن برجنایات صهیونیستها به ویژه در نوارغزه می باشد. وجهه صلح طلب بر دولت تندرو نتانیاهو بخشیدن و به ر سمیت شناساندن این رژیم در میان سایر کشورهای عربی و سرکوب انتفاضه ومقاومت اسلامی از دیگر اهداف این نشست می باشد. اما مشکلات فراروی شرکت کنندگان عبارتند از ۱-تازمانی که حق بازگشت تمامی فلسطینیان به رسمیت شناخته نشود هیچ گونه صلحی معنا نخواهدداشت واین حق هیچگاه از سوی صهیونیستها به رسمیت شناخته نخواهد شد. زیرا هرم تصنعی جمعیتی فعلی که تاحدودی به نفع صهیونیستها است به هم  ریخته ومشکلات امنیتی و بحرانهای امنیتی و سیاسی واجتماعی این رژیم را بیشتر خواهد کرد. همین الان هم این رژیم با فلسطینیان عرب شدیدا مشکل دارد چه برسد که به تعدادآنها نیز بیفزاید.۲- جهان اسلام وملت فلسطین هیچگاه قدس را به صهیونیستهای غاصب نخواهند بخشیدواین شهر پایتخت همیشگی فلسطین باقی خواهد ماند. ۳-  رژیم  صهیونیستی برخلاف تمامی موازین انسانی و اخلاقی و حقوق بین الملل  نه تنها اراضی اشغالی به ویژه ۱۹۶۷ را پس نداده وبه مرزهای ۱۹۴۸ بازنگشته بلکه به روند اشغالگری شدت بخشیده و سیاست استعمار اسکانی را با برنامه شهرک سازی های گسترده ادامه می دهد. ۴- این رژیم تاتمامی سرزمینهای اشغالی را ترک نکرده ودریک انتخابات دمکراتیک ودر یک رفراندم کاملاآزادوقانونی تن به تشکیل یک دولت یکپارچه ودریک سرزمین یکپارچه  در فلسطین تن  ندهد هیچ صلحی ایجاد نخواهد شد.  بنابراین مثل گذشته این اجلاس خزان گشته نیز به شکست کامل دچار شده وبر بی آبرویی و خباثت این رژیم افزوده وجز خواری برای جریان سازشکار وخائن وهمسوبا صهیونیستها به سرکردگی محمود عباس بهایی چیز دیگری نخواهد داشت. درضمن لازم به ذکر است خود وجود پلید محمود عباس به نمایندگی از فلسطینیان زیر سوال است زیرااو دیگر حتی به صورت قانونی به اصطلاح رییس دولت خودگردان فلسطین نبوده و حضور ش هیچ وجهه قانونی نداشته ورسمیت ندارد.
+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم مهر 1388ساعت 10:12  توسط پرویز حاجی زاده  | 
ماه رمضان ماه خدا وماه بازگشت به تمامی خوبیها وتبری از تمامی  گناهان است . ماه سبز الهی وماه اوج ایثار ومبارزه است . امروزه مبارزه باشیطان نفسی در تجسد وتجسم حقیقی خودش در جهاد با مضهر پلیدی و سبعویت قرن حاضر ونماد کامل شیطان  صهیونیسم جهانی این ولد زنا و جرثومه فساد در ارض الهی است. بیایید با شرکت در کارگاههای آموزشی فلسطین شناسی و صهیونیسم ستیزی  در غرفه جمعیت دفاع از ملت فلسطین وباور و ایمان به مبارزه عقیدتی وفرهنگی وجهاد تمام عیار  با تمامی مظهر کفر  رمضان را با بوی بهشت که هما ن نسیم قرآن کریم است همراه سازیم ودلها را بار دیگر با انفاس قدسی روح اللهی گره بزنیم ویکصدا  خودرا مهیای حضور در روز جهانی قرس نماییم.

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم شهریور 1388ساعت 11:5  توسط پرویز حاجی زاده  | 
اگر نگاهی تحلیلی به انتخابات لبنان داشته باشیم می بینیم که  از ۱۲۸کرسی پارلمان   ۶۴ کرسی متعلق به مسیحیان ومارونی ها و ۶۴ کرسی باقیمانده متعلق به مسلمانان ۲۸کرسی شیعیان و۲۸ کرسی سنی ها می باشد. این تقسیم بندی بر اساس قانون اساسی لبنان تعریف گردیده وبنابراین هیچ یک از طوایف ۱۸گانه نمیتوانند به تنهایی مدعی پیروزی شوند. اما نکته مهم در این است که دو ائتلاف مهم ۱۴مارس به رهبری جناح حاکم وهمسو با آمریکا وغرب باترفندهای گوناگون سعی در دخالت آشکار در این انتخابات داشته اند. سفرهای متعدد مقامات غربی به لبنان در ماههای اخیر وروانه ساختن تعداد کثیری از افرادی که صرفا گذرنامه لبنانی داشته  که با تطمیع غرب و گروه ۱۴مارس  همراه بوده ومقیم کشورهای غربی بوده اند و همچنین صدور شناسنامه های کثیر لبنانی برایبسیاری از افراد همسوبا غرب ازسوی جناح حاکم و نیروهای ۱۴ مارس و عوامل آنها در لبنان وخارج از لبنان وتبلیغات دروغین وکذایی مبنی بر در صورت حاکمیت ۸مارس همسو بامقاومت و حزب الله فضای ناامنی وجنگ باردیگر برلبنان سایه خواهد افکند از عوامل بسیار مهم در پیروزی بسیار شکننده وضعیف گروه ۱۴مارس داشته است. آنچه اهمیت دارد کسب تمامی کرسیهای شیعیان و بخش زیادی از کرسی های مسیحیان (۵۳کرسی) از سوی گروه معارض ۸مارس بوده است. برخلاف تبلیغات دروغین همچنان آرمانهای ملی و میهنی مقاوت اسلامی و جنبش حزب الله  مورد تائید اکثریت میباشد زیرا کم نیستند تعداد افرادمنتسب به ۱۴ مارس که حامی جریان مقاومت بوده و حزب الله را نه یک حزب سیاسی بلکه یک اندیشه غالب ونماد اتحاد و سربلندی وشرافت لبنان میدانند.  تدبیر همیشگی ودرایت جریان مقاومت در پذیرش نتیجه این انتخابات و احترام به آراء مردم نشان از به نتیجه نرسیدن اهداف غرب در تحقیر و مستبد نشان دادن مقاومت اسلامی می باشد.
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم خرداد 1388ساعت 13:43  توسط پرویز حاجی زاده  | 

سخنان منطقی و پرصلابت و قدرتمندانه دکتر احمدی نژاد بار دیگر مدعیان دروغین دمکراسی و مدافعان کذاب آزادی اندیشه و حقوق بشر را در ژنو رسوا نمود تا بار دیگر چهره کریه ومتعفن صهیونیسم بین الملل این نماد آشکار شیطان و مضاهر شیطان پرستی و نژادپرستی را به جهانیان نشان دهد. عربده کشی سگان بی قلاده صهیونیست و فریب خوردگان جاعلان هولوکاست وتوهین آ شکار شان به رییس جمهور  نشان دهنده نهایت دریوزگی واستیصال دشمن نژاد پرست  و جنایتکار و روبه افول صهیونیستی است. ضربات فرزندان فاتح خیبر در جنگهای ۳۳روزه و۲۲روزه بر پیکر پوسیده و پوکیده رژیم بچه کش بنی   ابلیس با سخنان کوبنده احمدی نژاد مبنی بر برابری صهیونیسم با نژاد پرستی و انتقاد به نظام ناعادلانه و ظالمانه در عرصه روابط بین الملل وبه ویژه در باره حق غیر قانونی و خود خواهانه و سلطه طلبانه وتوو تشویق اکثریت حاضران به نمایندگی از تمامی مردم دنیا نشان می دهد که گفتمان دکتر احمدی نژاد نه تنها سخن ایران اسلامی ویا جهان اسلام است بلکه خواست غالب روح های تشنه وبیدار ملتهای دربند ظلم جور در سرتاسر جهان بوده و به جد پیگیری می شود. واین گفتمان چیزی جز فرمایش رهبر کبیر و بنیانگذار انقلاب شکوهمند اسلامی نیست که فرمودند" انقلاب ما انقلاب پابرهنگان تاریخ ومستضعفان عالم و فریادی بر سر طاغوت های دنیا است ."به درستی دکتر محمود احمدی نژاد فرزند برومند انقلاب اسلامی و معنوی امام خمینی (ره) است ومقام معظم رهبری نیز در سنگر اسلام همچون امام راحل با درایت و عقلانیت و ایمان راسخ و ناب الهی پشتیبان این دولت کریمه می باشد و خناسان و خواب آلودگان همیشگی تاریخ چه در داخل وچه در خارج بدانند احمدی نژاد سمبل مقاومت ومجاهدت راستین اسلامی در برابر جهان کفر می باشد. به امید پیروزی جبهه حق بر انصار داخلی وخارجی ابلیس و ظهور حضرت حجت بن الحسن عسگری (عج)وتحقق حکومت عدالت گستر وظلم ستیز ایشان که یقینا به خواست خداوند متعال این نظام مردمی واسلامی ایران به عنوان ام القرای چهان اسلام زمینه ساز این ظهور خواهد شد.

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم اردیبهشت 1388ساعت 13:49  توسط پرویز حاجی زاده  | 
۱- نهادینه شدن الگوی مبارزاتی ملت فلسطین در چارچوب حمایت از مقاومت اسلامی به عنوان تنها گزینه آزاد سازی تمامی سرزمینهای اشغالی در فلسطین ازجمله قدس شریف به طوریکه رهبران مقاومت به الگوی مبارزه برای سایر ملتهای تحت ستم تبدیل شده ودر نزد افکار عومی دنیا ودولتمردان منصف جایگاهی ویژه پیدانموده وحتی جبهه مخالف مقاومت نیز تن به گفتگو وبه رسمیت شناختن این مقاومت مشروع داده است. ۲-حمایتهای جهانی و استقبال شدید نمایندگان حاضر که در حدود ۷۰۰نفر از روسا ءو اندیشمندان جهان بودند در تحریم همه جانبه تمامی شرکتها و نهادهای حامی رژیم صهیونیستی وقطع ارتباط کامل با این جرثومه فساد۳-پیگیری جدی وعملی نهادهای حقوقی برای تحت پیگرد قراردادن سران و نظامیان جنایت کار صهیونیست از طریق اهرمهاو قابلیتهای حقوقی  بین المللی  که خواست افکار عمومی بیدار وآگاه دنیا می باشد  به ویژه آنکه یهودیان ضد صهیونیست(گروه ناتتوری کارتا) تاکید ویژه ای بر آن داشته اند.۴-تمامی این موارد تحت منشور کنفرانس وبر اساس رهنمودهای مقام معظم رهبری مصوب گردیده وبه جد دنبال خواهدشد.۵-بازتاب گسترده و بین المللی اهداف تعیین شده این کنفرانس وتاثیرگذاری آن در تصمیم گیریهای منطقه ای و بین المللی.۶-حضورگسترده  سازمانهای غیر دولتی ایرانی وبرگزاری باشکوه  نمایشگاههای گوناگون بامحوریت غزه و مقاومت اسلامی فلسطین ازجمله می توان از  جمعیت دفاع از ملت فلسطین و کمیته دانش آموزی آن با همکار ی سازمان دانش آموزی شهرتهران -جمعیت حامیان آزادی قدس شریف -موسسه فرهنگی آرماگدون -انجمن بین المللی ضد صهیونیستی و موزه فلسطین نام برد
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم اسفند 1387ساعت 12:16  توسط پرویز حاجی زاده  | 
در پاسخ به ادعاهای دوست کردی که شبهاتی را مطرح کرده بود لازم دیدم توضیحاتی بدهم ۱- جنایات صهیونیستهادر فلسطین ودر غزه آنچنان آشکار و روشن انجام می گیرد که مدارک متقن و کاملا محکمه پسندی برای آن موجود است به طوری که در دادگاههای بین المللی می توان انرا پیگیری نمود.۲-هیچ مدرک و سند محکمه پسند و ادله قوی برای ادعاهای شما مبنی برکشتارگسترده  اکراد و کودکان کرد توسط نیروهای ایرانی  نه تنها وجود ندارد بلکه برعکس -بسیاری از مدعیان دروغین حامی کردستان و اکراد ایرانی که مخالف نظام جمهوری اسلامی ایران هستند به زور و ستم وارد روستاهای کرد نشین ایرانی شده وطلب سهم از آنان نموده و این کشتار را آنان به راه انداخته و بسیاری از نیروهای مردمی وانقلابی که بخش اعظم آنان برادران  غیور و شجاع و رشیدکرد می باشند در این راستا به شهادت رسیدند. ۳- در طول ۸سال جنگ تحمیلی رژیم بعثی عراق بر ضد ایران - بسیاری از برادران وخواهران کرد بر حسب وظیفه ملی و دینی دست در دست برادران پاسدار و نیروهای مردمی منطقه کردنشین ایران برای دفاع ازسرزمین مادری و خاک پاک ایران برضد اشغالگران بعثی عراق وارد عمل شدند. ۴- شما به جای تحریف حقایق و ایجاد فضای توهم کرد ستیزی  به واقعیتهای تاریخی رو آورده وبدانید که بسیاری از همین نهادها و سازمانهای مدعی دفاع از خلق کرد که فتنه انگیزی در منطقه می کنند بر اساس اسناد معتبر و کاملا متقن وموجود با صهیونیستها همکاری نموده و در جهت تخریب حکومتهای منطقه ای گام برداشته وبه جای همدلی با حکومتها به عنوان جاسوس و پیاده نظام آنان عمل می کنند
+ نوشته شده در  شنبه پنجم بهمن 1387ساعت 15:58  توسط پرویز حاجی زاده  | 
بار دیگر شاهد حمام خون در فلسطین به ویژه در نوار غزه هستیم . این بار لشکر کفررباتمامی اصحاب و انصار خود وارد میدان شده تا باهم پیمانی آل صهیون ـ آل سعود و برخی شیوخ عربی و رژیم نامبارک وملعون مصر  در حهت انتقام از شکستی که شیرمردان حزب الله در جنگ ۳۳روزه وارد نمودنداینچنین گرگان تشنه به خون مظلومان مسلمان غزه دست به جنایات و نسل کشی بی سابقه بزنند. هیهات و هیهات که سکوت هر انسان خیانت است به تمامی بشریت . ننگ باد بر پیشانی سران گرگ پیشه دست اندر کار امروز صهیونیستها پرز- فاحشه معروف لیونی - موفاز - بوش - بلر- رایس-  و بزدلان ذلیل و ملعون تاریخ محمود عباس - آل سعود - نامبارک و ملک عبدالله ها و ملک حسین های کافر مسلمان نما! امروز هم صدا با ملت مظلوم فلسطین و نوار غزه به یاری انان بشتابیم و با تاسی از مولایمان حضرت سید الشهدا (ع)در ایام سوگواری ایشان از هرگونه کمک ویاری به پاره های تن اسلام دریغ نورزیم که اگر امروز  دریغ کنیم شک نکنیم که در فردای قیامت با یزدیان محشور می شویم. امروز صهیونیستهادر مسابقه ی هتک تمامی ارزشهای انسانی و ثبت رکورد در کتاب تاریخ جنایت های خود برای پیروزی در انتخابات آینده در سرزمین های اشغالی بین خودشان به رقابت شدیدی می پردازند که به بهای نابودی و کشتار بی رحمانه و وحشیانه مردم غزه تمام می شود  تاتندروهای راست افراطی جامعه صهیونیستی با رای به حزب کادیما به سرکردگی لیونی این فاحشه وروسپی اطلاعاتی بلکه راه نجاتی از این اتش خود افروخته خود بیابندو آبروی رفته ارتش شکست خورده صهیونیستی در جنگ ۳۳روزه و بحران هویت جامعه  خود را تا حدی کاهش داده و زمان سقوط ونابودی این جرثومه فساد رابه تاخیر بیندازند. حال آنکه  دامن این آتش به سراغ صهیونیستها و همکاران پیداو پنهان آنها خواهدرفت و خود هیزم این آتش خواهند شد.
+ نوشته شده در  دوشنبه نهم دی 1387ساعت 9:46  توسط پرویز حاجی زاده  | 

بارک اوباما رییس جمهور منتخب مردم آمریکا برخلاف ژست سیاسی صلح طلبانه همواره از رژیم صهیونیستی قاطعانه حمایت نموده و حتی بوش را متهم به کم توجهی به اسراییل نموده است. او همواره مورد تایید لابی قدرتمند صهیونیستها در آمریکا یعنی آیپک بوده است. این گروه نظارت کامل بر روند انتخابات امریکا چه سنا وکنگره وچه ریاست جمهوری آمریکا البته به شیوه ای کاملا محرمانه و بعضا نامحسوس داشته است. در حضور اعضای گروه یهودی صهیونیستی آیپک - اوباما همواره رژیم صهیونیستی را حمایت حتی خواستار اعلام بیت المقدس به عنوان پایتخت همیشگی این رژیم جعلی ومبارزه با گروههای مقاومت اسلامی در منطقه به عنوان گروههای تروریستی بوده است. به طوری که بیشتر اعضای کابینه وی از حامیان افراطی صهیونیستها تشکیل خواهد شد. برای مثال انتخاب راحام اسرائیل امانوئل به عنوان رئیس کل کارکنان کاخ سفید نشان از این سیاست می باشد. این فرد یک یهودی صهیونیست بوده وسابقه عضویت در ارتش جنایت کار و تروریست صهیونیستی در جنگها و کشتار های وحشیانه  این رژیم بر علیه ملت مظلوم فلسطین و شیرمردهای حزب الله لبنان را دارد.همچنین پدر این فرد از بنیانگذاران گروههای تروریست نظامی صهیونیست بوده است. بنابر این انتظار می رود که بعد از این فشار های سیاسی و امنیتی و اقتصادی بر ضد جهان اسلام برای مصالحه و تن سپردن به خواسته های نامشروع این رژیم وامریکا افزایش یافته و به بهانه تحقق صلح به اصطلاح خاورمیانه بر ضد گروههای مقاومت اسلامی و کشورهای حامی این گروهها همچون ایران - لبنان وسوریه به شدت حملات سازماندهی شده افزایش یابد. بنابراین بسیار ساده دلی و ابلهانه است که کسانی در داخل کشور روی کار آمدن سگ کاسه لیس صهیونیستها در آمریکارا نشانه تغییرات سیاست های ثابت استکباری و صهیونیستی واشینگتن بدانند.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آذر 1387ساعت 7:46  توسط پرویز حاجی زاده  | 
 

یکی از عوامل اصلی و تاثیر گذار در تاسیس و ماندگاری رژیم صهیونیستی کمکهای بی وقفه وگسترده مالی واقتصادی غرب به ویژه امریکا به رژیم جعلی صهیونیستی است.طبق آمارهای منتشرشده از سوی نهادهای مهم اقتصادی دنیا تا سال  ۲۰۰۰تقریبا یک سوم کمکهای خارجی آمریکا به رژیم تروریست و نژادپرست جعلی صهیونیستی اختصاص داشته است.از سال ۱۹۷۴ تاسال ۲۰۰۳آمریکا ۴۵میلیارد دلار کمک بلاعوض مالی و نظامی به این رژیم نموده است. رژیم صهیونیستی بین سالهای ۱۹۹۶ تا ۲۰۰۶ فقط ۲۴ میلیارد دلار کمک مای برای تجهیز ارتش صهیونیستی از ایالات متحده آمریکا دریافت نموده است. بر اساس مصوبه کنگره آمریکا از سال ۱۹۹۱ تا کنون این رژیم سالیانه ۳میلیارد دلار کمک بلاعوض و ۵/۳میلیارد دلار وام بدون بهره تا کنون از آمریکا دریافت نموده است. ۲/۱میلیارد دلار کمک اقتصادی و ۸/۱میایارد دلار کمک نظامی بوده است. حال سوال این است که منابع این کمکها چیست؟ طبق گزارش موسسات مای آمریکا و بانک جهانی  میزان سرمایه گذاری کشورهای ثروتمند عربی خاورمیانه در بانکهای آمریکا تا سال ۲۰۰۶ ۷۲۶ نیلیارد دلار بوده است که عمده این سرمایه گذاری ها به کشورهای عربستان سعودی- قطر- امارات متحده عربی - کویت -مصرواردن اختصاص دارد. برای مثال بنا بر گزاش موسسه مطالعات اقتصادی واشینگتن شیخ محمد بن رشید آلمکتوم حاکم دبی در ماه مارس ۲۰۰۶ ۲۱هزار واحد آپارتمانی در سواحل آمریکا خریداری نموده است به ارزش یک میلیارددلار می باشد. همچنین یک میلیارد دلار نیز به خرید املاک در منهتن نیویورک اختصاص دارده است. اکثر سرمایه داران عرب از حاکمان و شاهزاده های حکومت این کشورها می باشند. میزان حد اقل سود سالیانه بانکهای آمریکایی از سرمایه های کشورهای ثروتمند عربی سالیانه ۸۰ میلیارد دلار می باشد.  حال پرداخت اندکی از این مقدار به رژپم صهیونیستی یعنی چیزی در حدود ۵/۷میلیارد دلار در سال به صورتهای کمکمهای بلاعوض و وام بدون بهره به معنی حمایت و تامین کافی و وافی رژیم های وابسته و کاسه لیس عربهای بی غیرت از رژیم صهیونیستی می باشد. در صورتی انتقال این سرمایه ها به منطقه خاورمیانه و مدیریت صحیح آنها و رونق وشکوفایی اقتصادی و مالی جهان اسلام و قطع حمایتهای مالی جهان عرب از  رژیم جعلی صهیونیستی راه آزادی قدس شریف را هموار و سراشیبی سقوط آغاز شده صهیونیستهارا سرعت خواهد بخشید

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم آبان 1387ساعت 9:2  توسط پرویز حاجی زاده  | 

صهیونیسم چیست؟Go to fullsize image

واژه صهیونیسم بر گرفته از نام کوهی به نام صهیون واقع در جنوب غربی شهر بیت المقدس است. این واژه در تورات آمده است و ریشه عبری داشته و به نام کوهی گرم وسوزان است. از آنجا که از نگاه یهودیان زادگاه و عبادتگاه حضرت داود (ع) و حضرت سلیمان (ع) بوده است و برخی از انبیاء بنی اسرائیل در این محل خدا را عبادت می کردند جایگاه و ارزش ویژه ای دارد. قداست آن تا آنجاست که سرمداران صهیونیسم جنبش خود را منتسب به این کوه و این عبادتگاه می نمایند. از آنجا که اوج اقتدار و دوران طلایی حاکمیت بنی اسرائیل در زمان حکومت های حضرت داود (ع) و حضرت سلیمان(ع) بوده است. یهودیان صهیونیسم با سوء استفاده از این مقطع تاریخی، با ایجاد جنبش صهیونیسم درصدد احیای آن دوران هستند.لذا صهیونیست  کسی است که اولا، خواستار تشکیل حکومت ملی یهود در ارض موعود از نیل تا فرات براساس تعالیم تورات تحریفی است که این امر باید قبل از ظهور منجی آخرالزمان اتفاق بیفتد. ثانیاًمعتقد است فلسطین و بیت المقدس باید از تمامی آثار اسلامی محو گردیده ، مسجدالاقصی ویران و بجای آن معبد سلیمان بنا شود. البته صهیونیستها توانسته اند با ایجادشکاف در میان مسیحیان به ویژه با تاسیس مذهب پروتستان توسط مارتین لوتر کشیش آلمانی و ایجاد نهضت اصلاح طلبی دینی بعد از قرون وسطی در اروپا ،جریان حامی برای رژیم صهیونیستی فراهم نمایند که از آن با عنوان "صهیونیسم مسیحی " یاد می شود. عمده هدف اعلامی این جریان ،حمابت از رژیم صهیونیستی برای اشغال کامل خاورمیانه و محو آثار اسلامی وزمینه سازی برای جنگ آرماگدون مبتنی بر پیشگویی های انجیل یوحنا است.البته پرداختن به این جریان خود مقال ومجال دیگری راطلب می کند.امروزه بیشتر حامیان صهیونیسم به ظاهر یهودی بوده و پیرو تعالیم تورات تحریف شده هستند. مرجعیت این تورات،  تفاسیر نژادپرستانه  تحت عنوان «تلمود»بوده که تلاش مذبوحانه و مزورانه ای جهت تحریف واقعیت و فریب جهانیان بوده است. جنبش صهیونیسم اساساً براساس اندیشه های سکولاریستی و ضد دینی (حتی دین یهود) شکل گرفته ، ماهیت آن کاملاً ضد بشری و نژاد پرستانه است. اگرچه صهیونیستها با هزار نیرنگ و دروغ سعی در توجیه این مسأله دارند که صهیونیسم یک جنبش دینی وملی یهود در جهت دفاع از یهودیان است! آشکارشدن ماهیت این جنبش انحرافی ، جنایتکار و ضد بشری بر جهانیان بویژه نزد علما و روشنفکران یهودی، منجر به شکل گیری جنبش­های ضد صهیونیستی در جهان بویژه در نزد یهودیان گردید. جنبش های یهودیان ضد صهیونیسم با آگاهی از نیت شوم ، ضد انسانی و بویژه نژادپرستانه صهیونیست­ها همگام با تمامی حق باوران و آزادی خواهان جهان خواستار محو کامل رژیم صهیونیستی و نابودی اسرائیل بوده و اهداف صهیونیسم را کاملاً ضد تعالیم حقیقی و واقعی شریعت موسوی (ع) می دانند. با امید به آنکه وعده الهی «جاءالحق و زهق الباطل ان الباطل کان زهوقا» با محو تمامی صهیونیسم هرچه زودتر محقق شود.

 جنبش یهودی ضدصهیونیسم نتوریکارتا Neturei Karta

 نتوری کارتا(ناتوری کارتا) نهادی دینی و بین المللی است که از سوی رهبران دینی یهودی ارتدوکس بر ضد اندیشه صهیونیسم در سال 1935 میلادی تشکیل شد. نام نتوری کارتا بر گرفته از دو واژه آرامی «نتوری» Neturei به معنی نگهبانان یا حافظان و «کارتا» یعنی معبد یا شهر است. نام «نگهبانان معبد (شهر) تداعی گر جنبش یهودی مبارزه با صهیونیسم بین الملل است. این گروه از مخالفان سرسخت صهیونیسم و رژیم اشغالگر قدس هستند.اعضاء این سازمان ضد صهیونیستی با تشکیل هرگونه دولت یهودی در فلسطین قبل از ظهور نجات بخش مسیح (ع) مخالف بوده و آوارگی و جدایی قوم یهود از این سرزمین(دیاسپورا) را مشیت و خواست الهی می دانند که بخاطر نافرمانی بنی اسرائیل از فرامین الهی، صورت گرفته است. اینان که نام خود را پاسبانان شهر که در اینجا به معنی شهر اورشلیم یا همان بیت المقدس است نهادند، به دنبال حفظ حریم قدسی و معنوی این شهر و سرزمین فلسطین هستند.

اعتقاد راسخ آنها بازگشت تمامی آوارگان فلسطینی به سرزمین مادری و اجدادی خودشان و تشکیل دولت مردمی فلسطین است. آنان یهودیان ساکن در سرزمین های فلسطینی را غاصب و در تقابل با اراده و مشیت الهی دانسته و خواستار اخراج تمامی ساکنان صهیونیست از فلسطین و نابودی کامل رژیم صهیونیستی هستند. به نظر این گروه، ایجاد حکومتی دینی یهودی مبتنی بر تعالیم توراتی تا قبل از ظهور منجی برای پیروان یهودی ممنوع است. این گروه پیروان فراوانی در سطح جهان   از جمله در بیت المقدس و اطراف منطقه ای به نام «رامات بت» و در منطقه­ای «شمش بت» که هر دو در نزدیک بیت المقدس هستند،دارند. بسیاری از پیروان و مبلغین این جنبش ضد صهیونیستی در شهرهای لندن و نیویورک ساکن هستند. مقر اصلی جنبش هم در نیویورک است. البته دفتر این جنبش در شهر لندن نیز بسیار فعال است، و شهرهای مهم دیگر ایالات متحده آمریکا و کانادا نیز میزبان هواداران این جنبش هستند.آنچه که در ارتباط با نتوری کارتا قابل توجه است، این است که نام نتوری کارتا معمولاً در مورد افرادی بکار برده می شود که به طور منظم در کنیسه های آنان در شهرهای بیت المقدس، نیویورک سیتی، لندن و سایر شهرهای مهم جهان به عبادت و راز نیاز می پردازند و فرزندان خود را به مؤسسات آموزشی که این گروه ضد صهیونیستی ایجاد کرده است می فرستند. تمامی تجمعات  و تظاهرات اعتراض آمیز این گروه با این نام همراه است. یعنی ناتوری کارتا.در داخل سرزمین های اشغالی، برخی از اعضای این گروه علاوه بر اورشلیم (بیت المقدس) و شهرک های اطراف آن در مراکز وابسته به این گروه در «بیس مید راش» در منطقه «میه شریم» در شهر بیت المقدس نیز به تبلیغ و عبادت مشغول هستند. این ناحیه در همسایگی «رامات بت» و «شمش بت» قرار دارد. البته هیچ آمار رسمی از تعداد واقعی اعضای این گروه در دست نیست. ناتوری کارتا، نگهبانان گذشته شهر اورشلیم (بیت المقدس) را نه تنها پاسدار نمی دانستند بلکه آنها را ویرانگر نامیده اند. بخاطر همین نگهبانان حقیقی این شهر مقدس را مخالفان صهیونیسم می دانند. نام این گروه نیز به همین جهت نگهبانان شهر اورشلیم نامگذاری شده است. این واژه برگرفته از بخش «گمارا»ی کتاب تلمود است. اعتقادات این گروه لبریز از تعاریفی است که در تضاد و در تقابل ماهیتی و ذاتی با صهیونیسم است. این گروه ضد صهیونیستی گاهی اوقات با گروه ضد صهیونیستی دیگری به نام «ستمار» به اشتباه گرفته می شود. این دو گروه متفاوت از یکدیگرند.

اعتقادات آنان: نتوری کارتا پافشاری می­نماید که سهم یهودیان در ادبیات ربانی بخاطر گناهانی که گفته می شود یهودیان مرتکب آن شده­اند کم بوده و آوارگی و رانده شدن از فلسطین و پراکندگی یهودیان در سطح جهان خواست و اراده الهی است و خلاف آن عمل کردن، خلاف خواست خداوندی است. آنان اصرار دارند که بر طبق آموزه های کتاب عهد عتیق و تلمود، هرگونه حرکتی که در پی بازپس گیری سرزمین فلسطین با توسل به زورباشد، خلاف متون مقدس دین یهود و بطریق اولی برخلاف حکم الهی است. آنها معتقدند که اعاده و رجعت بنی اسرائیل به فلسطین فقط در یک صورت جایز است و آن صورت بعد از ظهور منجی اتفاق می افتد.

آوارگی این قوم تنها با آمدن مسیح یا ماشیح، (منجی) که بنی اسرائیل معتقدند هنوز زاده نشده است و باعیسی (ع) پیامبر مسیحیان متفاوت است، پایان می یابد و تمامی تلاش های انسانی برای ایجاد و تأسیس حاکمیت یهودی در فلسطین قبل از ظهور منجی، گناه کبیره بوده و ممنوع است  و این اقدام عین اشغالگری و غصب سرزمین فلسطین معنا می شود. در نظر ناتوری کارتا، صهیونیسم، یک توهین گستاخانه و بی شرمانه در برابر خداوند است. بطوریکه خاخام موشه هیرش، از رهبران برجسته این گروه در دیدار با  یاسر عرفات رهبر فقید ساف (سازمان آزادیبخش فلسطین)، پشتیبانی خود را از مردم فلسطین اعلام نموده و بر حقانیت ملت فلسطین در رسیدن به اهداف آزادی بخش و اخراج تمامی ساکنان غاصب صهیونیست تأکید نمود. این اقدام تهدیدی آشکار برای دولت جعلی و نژاد پرست یهودی- صهیونیستی در سرزمین های اشغالی بود. این عمل خشم صهیونیست ها را آنچنان برانگیخت تا آنجا که ناتوری کارتا را شریک در اعمال ضد صهیونیستی فلسطینیان اعلام کردند. رژیمی که خود بر بنیاد تروریسم دولتی، قتل، نژادپرستی و جنایت بنا نهاده شده است وقیحانه این عمل را منتسب به مردم مظلوم و بی دفاع فلسطین و حامیان ملت فلسطین می نماید.کنیسه های ناتوری کارتا، پیرو سنتهای گروه «گائون آفر ویلنا» هستند که بر طبق آن، اصالت و نفوذ نتوری کارتا (ناتوری کارتا) در درون، به عنوان «یهودیان لیتوانی» ضد صهیونیست نسبت به فرقه کاسیدیک یا همان حسیدیه( شعبه ای از مذهب یهودیان اصولگرای ارتدوکس) بیشتر است. اغلب گروه ناتوری کارتا با فرقه مذهبی حسید یه یهودیان اشتباه گرفته می شود. به این دلیل که فرم لباس آنها شباهت زیادی به پیروان حسیدیه دارد. اساساً یهودیتی که ناتوری کارتا  مبلغ آن است حافظان سنتهای «لوایح کهن» شهر بیت المقدس یا حتی زمانی  است که خارج از فلسطین زندگی می کنند،

این گروه از نگاه صهیونیست­های افراطی و اشغالگر، معترض تفکر صهیونیسم بوده و نسبت به این دستاورد صهیونیستها یعنی رژیم جعلی صهیونیستی، بغض و کینه ضد دینی دارند!!! چرا که نتوری کارتا براساس تعالیم الهی معتقدند تمامی صهیونیستها اشغالگر و غاصب سرزمین فلسطین بوده و باید تمامی آنان از فلسطین خارج شوند. آنها خواستار نابودی کامل رژیم صهیونیستی هستند. ناتوری کارتا معتقداست حتی براساس تعالیم همین تورات تحریف شده، تجدید پیمان خدا با قوم یهود نباید برضد ملل دیگر از جمله ملت فلسطین تمام شود. قوم یهود نبایستی بر ضد ملل غیر یهودی در سایر مناطق جهان اقدامی کرده و به غصب سرزمین آنان بپردازند. آنها نباید به اشغال فلسطین و تشکیل حاکمیت جعلی مبادرت نموده و مردم فلسطین را آواره نمایند.اکثر اعضای ناتوری کارتا و بخش های تشکیل دهنده و گوناگون این گروه، از« یهودیان مجارستان» هستند. یهودیانی که در شهر باستانی و تاریخی بیت المقدس از ابتدای قرن نوزدهم ساکن شده اند و همچنین شامل یهودیانی است که از کشور لیتوانی آمده­اند. اعضای لیتوانیایی این گروه دانشجویان گروه Gaon of Vilna بودند که ابتدای قرن نوزدهم همراه با یهودیان مجاری در بیت المقدس سکنی گزیدند. در اواخر قرن نوزدهم، اجداد و پیشینیان این گروه، در ایجاد همسایگان جدیدی که بیرون از حریم دیوارهای شهر بیت المقدس بودند، مشارکت داشتند تا از مهاجرت روز افزون یهودیان به داخل شهر قدیمی بیت المقدس جلوگیری نمایند. بطوری که امروزه بسیاری از آنان در همسایگی ناحیه «باتی اونگارین» و به شکل گسترده تری در همسایگی «میه آشریم» سکونت دارند. در آن زمان، آنان مخالفان گفتاری و زبانی ایدئولوژی جدید سیاسی صهیونیسم بودند. ایدئولوژیی که سعی داشت در دوره ای که فلسطین تحت حاکمیت حکومت عثمانی بود، یهودیان را در آنجا به حاکمیت رساند. درباره پراکندگی یهودیان در سطح جهان، ناتوری کارتا جداً معتقد به این مسأله بوده و هست که وجود یهودیان در میان ملل نباید منجر به ملل آزاری و اذیت غیر یهود شود. تشکیل دولت صهیونیستی و اخراج فلسطینیان و غصب فلسطین یک جنایت آشکار و اقدامی ضد بشری بر ضد فلسطینیان است. این اقدام صهیونیسم باعث شد تا نگاه جهان به یهودیان به مرور منفی گردیده و یهودیان برضد فلسطینیان معرفی  واز سوی جوامع  مطرود گردند. طرد یهودیان و نفرت از آنان به اعمال و رفتار این قوم بر می گردد و در این خصوص نباید ملت یا ملتهایی یا حکومت هایی را مقصر قلمداد کرد. البته به جز این گروه، جنبش های ضد صهیونیستی یهودی نیز وجود دارند که عمدتاً ارتدوکس یهودی هستند.

بخش های ناتوری کارتا: ناتوری کارتا (نتوری کارتا) امروزه شامل دوشاخه بسیار مهم است. شاخه وسیعتر و گسترده تر آن که رفتار و عملی نافذتر و مؤثرتر در سطح جهان دارد به رهبری «خاخام زلیک رو ون کاتزن النبوگن» می باشد. شاخه کوچکتر و محدودتر آن که مواضع اصولی تری دارد به رهبری «خاخام موشه هیرش» در بیت المقدس و «خاخام ایسرول دیوید وایس» و «موشه بربک» در نیویورک است. این شاخه ،کوچکتر از شاخه نخست است، ارتباط وسیعتری با گروه های مبارز و جهادی فلسطینی از جمله فتح و عرفات داشته است و روابط بسیار حسنه ای با جنبش های مقاومت اسلامی در منطقه خاورمیانه و دولت های حامی آنها بویژه حکومت مردمی و اسلامی ایران دارد. دیدار خاخام موشه هیرش با دکتر محمود احمدی نژاد رئیس جمهور ایران مؤید این مطلب است. در اکتبر 2005، رهبر نتوری کارتا «دیوید وایس» با انتقاد شدید از حملات وحشیانه رژیم صهیونیستی برضد ملت مظلوم فلسطین، حمایت قاطع خود را از ملت فلسطین و اقدامات تدافعی این ملت در مقابله با تجاوزات و جنایات رژیم صهیونیستی اعلام نمود. در همان سال از موضع خصمانه و حملات وحشیانه رسانه ای صهیونیست ها برضد ایران بشدت انتقاد و آن را محکوم نمود. در این رابطه نامه ای به آقای احمدی نژاد رئیس جمهور محترم ایران نوشت.

در این نامه، از حمایت های دولت و ملت ایران بویژه حضرت آیت ا... خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران تشکر و قدردانی نمود و تأکید کرد که یهودیان متدین، صهیونیسم را قبول ندارند و جنبش نژادپرستانه صهیونیسم کاملاً از دین یهود و تعالیم انبیا بنی اسرائیل جدا می باشد.در سال 2006، اعضای اصلی و رهبران برجسته ناتوری کارتا، از ایران دیدار نموده و در کنفرانس « هولوکاست چشم اندازجهانی» در تهران شرکت نمودند. اعضای این گروه بمانند بسیاری از حق باوران و آزادی خواهان جهان از جمله ایران اسلامی، نسبت به اساس هولوکاست ابراز تردید کرده و اعلام نموده اند تا این واقعه بطور علمی ثابت نشور آن را صنعت خودساخته صهیونیسم می پندارند.نتوری کارتا، در تبلیغات وسیع خود، به نشر کتب و مقالات گوناگونی دست زده است که انتشارات خاخام بتیون به سرعت به نشر آن همت گماشته است. این گروه حتی در داخل سرزمین های اشغالی و میان یهودیان کوچانده شده به سرزمین های اشغالی نیز توانسته هواداران و دوستداران بسیاری را بخود جذب نماید و آنان را به خروج از سرزمین های اشغالی و بازگشت به وطنی که پدرانشان آنجا بودند ترغیب نماید.بسیاری از مهمترین فعالان ضد صهیونیسم در جهان در قرن بیستم، افرادی صلح طلب و آزادی خواه بوده اند، تأکید مهاتما گاندی بر مخالفت با جنبش نژادپرستانه صهیونیسم در جهان به موازات افزایش گسترده فعالان ضد صهیونیستی در جهان در میان ملل گوناگون، غیر از مسلمانان حتی در میان مسیحیان و یهودیان، آگاهی مردمی دنیا از ماهیت تروریستی و ضد بشری و نژادپرستانه صهیونیسم، افزایش چشمگیری یافته است بگونه ای که گروه های مختلف ضد صهیونیسم در جهان در حال شکل گیری است.مسأله بسیار مهم و ضروری یادآوری این نکته است که «مبارزه با صهیونیسم» نباید مبارزه با یهودیت تلقی شود. این همان چیزی است که استکبار جهانی، آمریکای جهان خوار و سران صهیونیسم بین الملل و در رأس آن جنایتکاران رژیم صهیونیستی درصدد القای آن هستند.

Antisemtism یعنی ضدیت با یهودیت کاملاً جدا از Antizionism یعنی ضدیت با صهیونیسم است. برای آگاهی بیشتر، یادآوری این نکته ضرروی به نظر می رسدکه سیطره صهیونیسم بر رسانه های جهان، امروزه دیگر امری انکار ناپذیر است. اهدافی را که «راشون رون» خاخام صهیونیست در سال 1869 در سخنرانی خود در شهر پراگ پایتخت جمهوری چک مبنی بر الزام سیطره کامل صهیونیسم بر رسانه­های جمعی اعلام کرده بود، اکنون محقق شده است. وابستگی بزرگترین شبکه­های تلویزیونی و ماهواره ای مانند CNN, CBS, ABC, BBC و خبرگزاری های مهمی چون رویترز، فرانس پرس، آسوشیتدپرس و یونایتدپرس به سرکردگان صهیونیسم جهانی و مطبوعات پرتیتراژ جهانی چون تیویورک تایمز، واشگنتن پست، جروز الم پست، تایم و لوموند که در خط حمایت همه جانبه از این غده سرطانی و لابی های پنهان و آشکار آنها کنترل و نظارت کامل بر آنها، حکایت گر این حقیقت تلخ است.

 جنبش یهودی ضدصهیونیسم ستمار     Satmar

 «ستمار» یک جنبش یهودی ضد صهیونیست از فرقه های یهودی حسیدیه می باشد. این گروه تقریباً همگی از یهودیان حسیدی مجاری هستند که بعد از جنگ جهانی دوم، بنیان گذاشته شدند. این جنبش تحت رهبری خاخام اعظم یوئل تایتل باوم تأسیس گردید که در بین سالهای 1887  تا 1979 می زیست. این فرد نام ستمار را از شهری به نام Szatimarnemeti برگرفته است که در رومانی فعلی واقع است. این منطقه تا زمان جنگ جهانی دوم تحت پادشاهی مجارستان قرار داشت. اعضای این جنبش یهودی ضد صهیونیسم به عنوان ستمارهای حسیدیه شناخته می شوند. بزرگترین بخش از این تشکل در شهرهای نیویورک، بروکلین و ویلیامزبورگ زندگی می کنند. امروزه در نیویورک خاخام Kiryas Joel و در بروکلین Boro Park رهبری این افراد را بر عهده دارند. همچنین مبلغین و اعضای مهم دیگر این گروه ضد صهیونیستی در آمریکای شمالی، اروپا، سرزمین های اشغالی، آرژانتین و استرالیا زندگی میکنند. رهبر اخیر این گروه که تا سالیان طولانی هدایت و رهبری این جنبش را بر عهده داست خاخام اعظم یهودیان «اداه هاشا ریویز» بوده است. این خاخام، اگر چه ساکن بیت المقدس بوده ولی تا آخر عمرش، زندگی پیوسته و مداومی در این شهر نداشته است.

 ستمار: همچنانکه گفته شد، یکی از بزرگترین جنبشهای ضدصهیونیستی یهودیان و با پیروان بی شمار بعد از ناتوری کارتا قرار دارد. آمار رسمی از پیروان این گروه در دسترس نیست ولی گفته می شود نزدیک به دویست هزار نفر پیرو دارد.واژه ستمار یک واژه مجاری بوده و در لغت به معنای «روستای بزرگ» است. وجه تسمیه این لغت به این علت است که رهبران و بنیانگذاران و پیروان این فرقه از این روستا در رومانی فعلی برخاسته­اند. البته در زبان رومانیایی اصل واژه «Satumare» یعنی «مریم مقدس» بوده است. این جنبش یهودی، کاملاً حسیدی (فرقه ای از یهو دیان ارتدوکس )است.

 نگاهی به رهبران فرقه حسیدیه از آغاز تاکنون:

1- ربی ایسرائیل بال شم توف (1760-1698) بنیانگذار فرقه حسیدیه و رهبر معنوی این جنبش (جنبش ستمار)

2- ربی دو بر (1772-1710)، جانشین رهبر قبلی فرقه ستمار و از رهبران معنوی این جنبش

3- ربی نوآم الیملش (1786-1717) جانشین رهبر قبلی حسیدیه

4- ربی یاکوف ایساک (1815-1745) جانشین رهبر قبلی

5- ربی موشه تایتل بائوم معروف به خاخام ایسماک موشه جانشین رهبر قبلی (1841-1759)

6- ربی الیعاذر ناسیم تاتیل بائوم فرزند موشه تاتیل بائوم و جانشین پدر در فرقه حسیدیه وی در سال 1854 درگذشت.

7- ربی خاخام لیپا تایتل بائوم فرزند الیعاذر ناسیم بائوم-جانشین پدر و رهبر فرقه حسیدیه نه در سال 1904درگذشت.

8- ربی خاخام تزوی تایتل بائوم،بزرگترین فرزند لیپا تایتل بائوم- جانشین پدر(1962-1884)

9- ربی خاخام یهودا تایتل بائوم یکوزیل تایتل بائوم-فرزند تزوی تایتل بائوم(1944-1911)                                       

اگر این سلسله رهبران حسیدیه را ادامه دهیم بطور طبیعی مواجهه با رهبران دینی جنبش ضد صهیونیستی ستمار می شویم.

ربی موشه تایتل بائوم ، بنیانگذار و رهبر جنبش ستمار Satmar  بوده و از رهبران دینی حسیدیه است. وی فرزند خوانده عمویش ربی یوئل تایتل بائوم بوده است..(2006-1914)

ربی آرون تایتل بائوم متولد 1949 می باشدورهبر معنوی بسیاری از یهودیان ستماری در سرتاسرجهان است و تابه امروز به هدایت این جنبش ضد صهیونیستی ادامه می دهد. همچنین در اروپا، در شهرهای آنتورب بلژیک و لندن، تحت رهبری خاخام مناخیم منول تانیل بائوم در مرکز« ویلیامزبورگ» و« مونترئال» کانادا تحت رهبری ربی دیوید مایسلر قرار دارد. رهبر کل این جنبش به هدایت اصولی و تدوین سیاستهای کلی جنبش می پردازد و اجرای آنها برعهده رهبران منطقه ای جنبش در سطح جهان است.

بنیادهای این جنبش ضد صهیونیستی: بازماندگان این سلسله و خاندان ضد صهیونیستی، ریشه­هایش به ربی موشه تایتل بائوم (1840-1759) باز می گردد که در مجارستان زندگی می کرد. او خودش پیرو خاخام لهستانی حسیدی به نام «یاکوف تیس چاک لوبینی» بوده است. ربی تاتیل بائوم وسیله ای برای انتقال اندیشه های یهودیان حسیدی به مجارستان بوده است. مجموعه آثار این خاخام بهودی با عنوان «پاسخ های داده شده موشه» نقش ارزنده ای در بسط این تفکر داشته است. راه او از سوی فرزندش به نام ربی الیعاذر تاتیل بائوم ادامه یافت و فرزند الیعاذر نیز راه پدر و پدربزرگش را ادامه داد. گروه ضد صهیونیستی ستمار، هم اکنون علاوه بر مجارستان، در اوکراین و روسیه نیز پیروان زیادی دارد.

 دوره جنگ جهانی دوم:

بسیاری از یهودیان حسیدی ستمار در طول جنگ جهانی دوم و جریان کشتار انسانها در این جنگ، آسیب دیده و بمانند اقوام و ملل دیگر، کشته­هایی نیز از آنان برجای ماند. البته به شکل طبیعی در طول جنگ، به آنها ضرباتی نیز وارد شد. در ژوئن 1944 ربی تایتل بائوم یکی از 1640 نفری بود که از مجارستان رانده شده و به شکل کاملاً طعنه آمیزی با آدولف آلیشمن از طریق یک رهبر صهیونیستی به نام رودلف کاستیز ملاقات نموده و از صهیونیسم به شدت انتقاد کرد. او در این ملاقات صهیونیسم را مانند نازیسم دانست. این ملاقات در سوئیس انجام شد. سوئیس از معدود کشورهایی بود که رژیم نازی امنیت و پاسداری از آن را ضمانت کرده بود. تاپایان جنگ جهانی دوم، رهبر یهودیان ضدصهیونیست گروه ستمار در اردوگاه آوارگان یهودی فلدافینگ که نخستین کمپ آوارگان یهودیان زندانی بود به سر  برده، به همراه بسیاری از یهودیان  در طول جنگ جهانی دوم گریخته و برای نجات خود به این اردوگاه زندانیان یهودی پناه آورد. بعد از پایان جنگ جهانی دوم و ترک این کمپ، رهبر ضد صهیونیست «ستمار» به فلسطین که تحت قیومیت بریتانیا قرار داشت و هنوز رژیم جعلی و نژادپرست صهیونیستی در آنجا شکل نگرفته بود مسافرت نمود و در آنجا هدایت شبکه گسترده یهودیان ضدصهیونیست را برعهده گرفت. بیت المقدس یکی از این چندشهری بود که پایگاهی برای این فرد بوده است. علی رغم تمامی مشکلاتی که آژانس یهود و گروه­های تروریستی و نظامی صهیونیستی برای رهبر و پیروان گروه ستمارایجاد کردند فعالیت این جنبش ضد صهیونیستی متوقف نشد ولی سرانجام با تهدیدات و فشارهای گوناگون لابی صهیونیسم،این رهبر ضد صهیونیست ستمار این شهر را ترک نموده و به شهر نیویورک مهاجرت و در آنجا ساکن شد. شهری که در آن زمان به سرعت تبدیل به قطب اقتصادی، صنعتی و فرهنگی آمریکا می شد، بعد از مدت کوتاهی به دلیل مشکلات عدیده و گوناگونی که صهیونیست ها ایجاد کردند، خاخام ضد صهیونیست دوباره نیویورک را ترک کرد. درطول اقامت او در نیویورک، رژیم صهیونیستی در سرزمین های اشغالی در سال 1948 اعلام استقلال نمود و بیانیه استقلال خود را منتشر کرد. علی رغم پافشاری فراوانی که هواداران و پیروان او در نیویورک داشتند دوباره به بیت المقدس بازگشت و در آنجا برضد صهیونیست ها فعالیت های خود را ادامه داد. در سال 1953 بعد از مرگ ربی تایتل بائوم، چهارمین رهبر گروه ستمار انتخاب شد. او نیز از نوادگان تاتیل بائوم به نام «اداه شاریدیز تایتل بائوم» بود و آشکارا برضد صهیونیست تبلیغ می­نمود. از آنجا که شهر بیت المقدس،به یکی از مراکز تبلیغی صهیونیسم تبدیل شده بود و گروه های ترور و جوخه­های وقت ارتش صهیونیستی زندگی را برای ساکنین مسلمان و مسیحی و حتی یهودیان ضد صهیونیسم ناامن کرده بودند ، این رهبر جوان مقر جنبش ضد صهیونیستی را از بیت المقدس به نیویورک منتقل نموده و تشکیلات گسترده ای در جهت ترویج اندیشه هایش سامان داد. بطوری که در بیت المقدس در قلب استراتژیک رژیم صهیونیستی، پیروان بسیاری برای خود فراهم نمود. به دنبال تأسیس رژیم صهیونیستی،او نیز به دفعات مختلف از بیت المقدس دیدار داشت. آخرین بار این دیدار در سال 1959 میلادی اتفاق افتادو رهبر ستمار، هدایت این جنبش را در منهتن نیویورک بر عهده گرفته و طی سالهای 1970 میلادی، تلاش های پیگیری و طاقت فرسایی در جهت احیاء و گسترش دوباره اندیشه های ضدصهیونیستی در جهان داشت. بطوری که در طی این سالها نه تنها در نیویورک بلکه در شهرهای لندن، منچستر (بریتانیا)، مونت رئال (کانادا)، آنتورپ (بلژیک)، بوئنوس آیرس (آرژانتین) و بیت المقدس، بسیار جدی و مجدانه فعالیت های خود را تبلیغ می نمود. حتی در شهر بیت المقدس شدیدتر از جاهای دیگر عمل می کردو این رهبر از نسل تاتیل بائوم هیچ فرزند پسری نداشت و تنها سه دختر داشت که در طول حیاتش، هرسه وفات یافتند. برادر زاده اش، ربی تاتیل بائوم بعد از وفات او، راهش را ادامه دارد. او نیز به دنبال رهبران قبلی، مؤسسات دینی و تبلیغات فرهنگی گسترده ای را در سطح جهان ایجاد نمود. اگرچه رهبر جدیدشان اندک اختلافاتی نیز با برخی از اعضای ستمار داشته است.

 ارتباط گروه ستماربا ناتوریکارتا

گروه ضد صهیونیستی ستمار که درحال حاضر با صهیونیسم به شدت مقابله و مخالفت می­نماید با گروه حسیدی یهودی ناتوری کارتا علایق و اندیشه­های مشترک فراوانی دارد. تا آنجا که در یک مکتب فکری هم سو،می توان آن دو را بررسی نمود. از نگاه ستمار، اگر چه از لحاظ تاریخی، پیش زمینه­های تأسیس کاملاً متفاوتی دارند ولی همچنانکه آموزه های ضدصهیونیستی خاخام جوئل تایتل بائوم اساس تفکر ستمار را شکل داده است، نه تنها یهودیان عصر خویش بلکه تا به امروز نیز در جهان مدرن هواداران بسیاری داشته است. درحال حاضر، نسل­های متوالی از این روحانی مشهور یهودی ادامه دهنده و حافظ دستاوردهای این جنبش ستماری هستند. اوج حمایت گروه ستمار از اندیشه های ضد صهیونیستی و به ویژه حمایت های خاص این گروه از دیگر گروه هم کیش خود ناتوری کارتا به سالهای 1940 تا 1950 میلادی تحت رهبری ربی جوئل تایتل بائوم بر می­گردد. بعد از آن ارتباط ستمار با این گروه ادامه یافت که تحت رهبری ربی آمرام بلاو بوده است. پیوستگی و اتحاد این دو گروه در اکثر حوزه های فکری دین یهود و مرام ضدصهیونیستی همچنان ادامه داشته است. اگرچه در برهه ای از زمان به نظر میرسد که رو به افول بوده و با اختلافاتی همراه بوده است ولی هیچگاه منقطع نگردیده است.سفر رهبران برجسته ناتوری کارتا به ایران و دیدار با مقامات ارشد سیاسی و دینی کشورمان در سالهای پس از انقلاب و تأکید رهبران جمهوری اسلامی بر ادامه راه آنان در جهت فروپاشی کامل رژیم نژادپرست صهیونیستی، بخشی از فعالیت های حمایتی ستمار از ناتوری کارتا و اقدامات آن بشمار می رود. مبارزه با صهیونیسم و پیگیری اضمحلال رژیم صهیونیستی بعنوان جریانی برضد اراده الهی، ویژگی برجسته و مشترک تمامی جریان های ضدصهیونیستی اعم از یهودی و غیر یهودی در دنیاست.

 امکانات گروه ستمار:

این گروه بمانند ناتوری کارتا، داری مدارس مستقل دینی، مؤسسات آموزشی ویژه جوانان و کنیسه­های خاص خودش است. این مراکز عمدتاً در روسیه، آمریکا و انگلستان دایر هستند. هواداران این گروه نیز عمدتاً در این کشورها و مجارستان به عنوان کشور مادری­شان زندگی می­کنند. امروزه تقریباً تمامی سازمان­ها و نهادهای ضدصهیونیسم به یهودیان ایرانی، یمنی، آمریکای لاتین و روسی که همگام با جنبش جهانی ضدصهیونیسم هستند کمک کرده و همکاری خوبی با آنها دارند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387ساعت 14:31  توسط پرویز حاجی زاده  |